خرابه

زمینه سلطه کفار

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۹۰

سلام

خاطره جالبی رو از حاج آقای برادران تو تله‌ویزیون شنیدم.
این نسخه‌ای‌ه که تو نت پیدا کردم.

«… وقتی صلیب‌سرخی‌ها
[در اردوگاه اسرا]
از مرحوم ابوترابی در مورد وضعیت اردوگاه و رفتار بعثی‌ها سئوال می‌کنند
وی با آنکه بیشترین شکنجه را تحمل کرده بود چیزی در مورد شکنجه نمی‌گوید
و اظهار می‌دارد شکایتی ندارد.

بعد از رفتن هیئت صلیب‌سرخ
سرهنگی که فرمانده اردوگاه و عامل شکنجه وی بود
از او سئوال می‌کند چرا از شکنجه حرفی نزدی.
او دقیق می‌دانست که مرحوم ابوترابی از ترس وی چنین کاری را نکرده بود.
چرا که ابوترابی را فوق‌العاده شجاع می‌دانست.

مرحوم ابوترابی آیه «ولن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلاً» را قرائت می‌کند
و می‌گوید بالأخره ما و شما مسلمان هستیم.
این درست نیست که با دادن گزارش،
زمینه سلطه کفار را بر مسلمانان فراهم کنیم.

سرهنگ شدیداً تحت تاثیر قرار می‌گیرد
و به پای مرحوم ابوترابی می‌افتد و از او عذرخواهی می‌کند…
همین برخورد باعث می‌شود رفتار با اسرا در اردوگاه قدری سامان یابد.»
*

کجایند مردان بی‌ادعا

یا حسین

تعطیل

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۵ آذر ۱۳۹۰

یا حسین

برچسب‌ها:

دوده

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۳ آذر ۱۳۹۰

سلام

یه روش برای اینکه «کالباس‌خوردن» رو بذاری کنار،
این‌ه که یه روز به خودت بگی «من دیگه کالباس نمی‌خورم»
و هرچی هم پیش اومد نخوری‌ش.
(حالا تا وقتی رو به موت افتادی از گرسنگی!)
حتی اگه مهمونی دوست عزیزی بود
یا اگه تنها غذایی بود که هواپیما وقت بلندشدن سرو می‌کنه.
بالأخره شاید یه مهمون‌دار مهربون پیدا شد،
یه غذای سرد مونده از سرویس قبل رو برات بیاره.

نکته این‌ه که اگه به همین سادگی بود
که خوب آدم از اول نمی‌خورد.

پس مثل یه کوه یخی که دوسوم‌ش زیر آب‌ه،
باید یه چیزی پشت‌وانه آدم باشه،
که همتی بکنه و پاش بایسته.
این پشت‌وانه تلاش ذره ذره ماست
و عنایت بی‌نهایت الهی‌ه
که جمع می‌شه و می‌شه یه کوه.
کوهی که آدم بتونه روش بایسته و به‌ش تکیه کنه.

باور کنیم نماز و تعقیبات و تزکیه و ذکر رو.
باور کنیم روضه و توسل و پارچه مشکی و کفش‌جفت‌کنی رو.

هرچند که دوده کبره‌بسته به‌راحتی از ته دیگ پاک نمی‌شه.

یا حسین

در جمع و با جمع

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۹۰

سلام

موعظه‌ای شنیدم
به‌مناسبت ایام عرفه.

بزرگی از قول اساتیدشون می‌گفتند
که شرکت در مجامع و محافل مهم است و منشأ اثر خیر،
اما آدم می‌تونه در اون بین برنامه و اذکار خودش رو داشته باشه.
«در جمع باشی و با جمع نباشی».
*

یکی از مشکلات مبتلابه بنده و رفقا،
رفیق‌بازی و فامیل‌بازی است.

یکی از پایه‌های هر جامعه‌ای
شبکه‌های اجتماعی و گروه‌های اجتماعی موجود در آن است.
البته بعد از بنیان خانواده، شاید بشه گفت
فرهنگ هر جامعه‌ای بیش از هرچیز
تحت تأثیر این شبکه‌ها و گروه‌هاست.

ازطرفی شنیده‌ایم و تجربه کردیه‌ایم که
سهم زیادی از بدی‌های آدم
از دوست و دوستی به‌وجود آمده!

وقتی صفت ناباب رو هم می‌ذاریم کنار دوست،
این بهانه رو به خودمون می‌دیم که خوب این دوست که ناباب نیست؛
پس هرکاری خواستیم می‌تونیم با هم انجام بدیم!

حالا من دیگه زیاد بازش نمی‌کنم.
منظور اصلی‌م همین بود که
۱- در جمع خوب بودن خوب است و لازم و وظیفه.
۲- لازم نیست در همه جزئیات با جمع باشیم
و همه‌جوره از جمع تبعیت کنیم.
می‌تونیم خیلی از برنامه‌های خودمون رو در جمع پیاده کنیم،
حتی برای مدتی ازشون جدا بشیم و بعداً ملحق شیم،
بدون اینکه به جمع لطمه‌ای بخوره.
مثل وقتی با رفقا به اردو می‌ریم.

یا علی

زندگی پست

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۹۰

سلام

ترکیب «زندگی» (حیات) و دنیا در قرآن
همی‌شه به‌صورت ترکیب صفت و موصوفی است؛
همیشه عبارت‌ش «الحیاة الدنیا» است.
ترکیب مضاف و مضاف‌الیه نیست
که ترجمه کنیم «زندگی دنیا»؛ دنیا به‌معنای مکان.

به‌تر است ترجمه‌ش کنیم «زندگی پست»؛
دنیا به‌معنای صفتی‌ش، به‌معنای پست.

حیات در قرآن انواع مختلفی دارد
که یکی‌ش زندگی پست است.
آیات‌ش را می‌توانید از اینجا ببینید: +
حدود ۶۱ آیه با ۱۲۸ بار مورد استفاده.

*
اللهم سرحنی عن الهموم و الغموم
و وحشة الصدر و وسوسه الشیطان

برحمتک یا ارحم الراحمین

سیزده آبان

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۹۰

سلام

۱۳ آبان برای‌مان تجلی یک اتفاق شده
که شاید خیلی هم از جزئیات‌ش اطلاع نداشته باشیم.
بعد هم در سال‌هایی موضع میگیریم که خوب بود یا بد،
سال‌هایی هم بی‌تفاوت از کنارش رد می‌شویم.

بی‌تفاوتی ما ناشی از تناقض اطلاعاتی است که
زمانی فکر می‌کردیم ماجرا فلان طور بوده
و بعد چیزی می‌شنویم که نه، بهمان طور بوده.
بعد فکر می‌کنیم که سکوت کنیم و موضع نگیریم راحت‌تریم.

سؤال اصلی این‌ه که اصلاً آیا خود اتفاق این‌قدر مهم است؟
یا مهم‌تر از آن موضع کلی ما نسبت به آمریکا است؟
و نه آمریکا به‌تنهایی،
آمریکا به‌عنوان نماد غرب،
نماد صهیون، استعمار و استکبار.
*

هرجور که بخواهیم قضیه رو ساده جلوه بدیم،
ادبیات قرآن مستضعفینی را معرفی می‌کند که در برابر مستکبرین هستند.

در قوم حضرت موسی(ع) مردم دو دسته هستند،
«یریدون حیات الدنیا» و «اوتوا العلم».
جرم قارون هم ادعای «اوتیته علی علم عندی» است.

موضوع اصلی ۱۳ آبان‌ها به‌نظر من،
که به سعادت و شقاوت حقیقی ما برمی‌گردد،
همین است که ما در معادلات جهانی قدرت دل‌مان کدام طرف است.

یا حضرت باقر(ع)

توصیف

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۹۰

سلام

دنبال یک توصیف بودم،
برای همه چیزشان،
بزک و احترام و اخلاق و پرستیژ شان.

فکر می‌کنم همه چیزشان مثل مهمان‌دار هواپیماست…

یا علی

حد رفاقت

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۹ آبان ۱۳۹۰

سلام

مصالحه*ای وجود دارد
بین رفاقت و حفظ قواعد زندگی.

رفاقت گاهی بزرگ‌ترین آسیب رو به رعایت قواعد زندگی آدم می‌زنه،
جوری که فکرش رو نمی‌کردید یه روزی اون قواعد رو زیر پا بگذارید.

ازطرفی رفاقت و هم‌راهی خودش ازنظر دینی و تجربه‌های زندگی مادی
بسیار پسندیده و مفیده.

پس چاره‌ای نیست که
۱- آدم رفاقت بکنه در همه امور
اما نه با همه کس.
۲- و آدم رفاقت بکنه با همه کس
اما نه در همه امور.
۳- و آدم بخش‌های فیزیکی (زمانی و مکانی) و معنوی خصوصی برای خودش
و افراد خاص نزدیک به خودش (مثل پدر و مادر و دوستان نزدیک امتحان پس‌داده) حفظ کنه.

یا علی

- – - – - -
* مصالحه: ترجمه‌ای نارسا از کلمه Trade-off

ته‌ش

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۷ آبان ۱۳۹۰

سلام

… عصر آخر یکی دست‌ش رو بالا گرفت و پرسید:

«من کارمند پارلمان بلژیک‌م (یا یه چیزی تو این مایه‌ها)،
چهارتا مدرک دانش‌گاهی دارم،
حقوق‌م یک هزار و پانصد یورو ه!!!

تو اینجا که پای‌تخت اروپاست بیش از ۲۰ درصد بی‌کاری وجود داره.

شما چه‌طور توقع دارید من یا مردم عادی بیایم خودرو الکتریکی بخریم!»

کی می‌دونه ته‌ش چی می‌شه؟!؟

زهرماری

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۶ آبان ۱۳۹۰

سلام

با هر چیزی‌شون هم کنار بیای،
وقتی زهرماری می‌خورند و میان تو صورت‌ت حرف می‌زنند،
حالت تهوع‌ت رو نمی‌تونی نادیده بگیری.

الحمدلله

کتاب‌خوانی

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۶ مهر ۱۳۹۰

سلام

این «من و کتاب» آقای خامنه‌ای رو تازگی‌ها،
اون هم برای هدیه‌دادن،
خریدم و دست گرفتم.
و به‌جد فکر می‌کنم چه‌قدر دیر.
*

«ازبس درباره این مسأله مهم [کتاب‌خوانی] گفته‌ام…
وقتی می‌خواهم بار دیگر این مسأله را بیان کنم دچار تردید می‌شوم
که این دیگر جزو گفتار لغو نباشد!

من نمی‌دانم واقعاً این تکرار، اثر کرده، یا نکرده است؛
شما باید بگویید…

بیایید کاری کنید که مردم کتاب‌خوان بشوند.»
*   *

این حرف مال چه سالی باشد خوب است؟
سال ۷۵
الآن وضع‌مان چه‌طور است؟

یا امام رضا

کار فرهنگی

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۲ مهر ۱۳۹۰

سلام

اون از هفته‌های اول که نمازخونه به‌مناسبت روز پنج‌شنبه قفل بود،
این هم از الآن که نماز جماعت به‌مناسبت این روز تعطیل‌ه.

نمی‌دونم چه‌طور می‌شه کار فرهنگی کرد و نماز رو تو برنامه‌ها ندید.

یا علی

امید

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۴ مهر ۱۳۹۰

سلام

حکمت ۲۴۲

اتّق الله بعض التّقى و إن قلّ
از خدا بترس هر چند اندک؛

واجعل بینک و بین الله ستراً و إن رقّ
و میان خود و خدا پرده‌اى قرار ده هر چند نازک!

یا علی

جلّ الخالق

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۹۰

سلام

گزارش گشت و گذار روز چهارشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۰

  1. چه‌قدر جالب که بعد هزار سال
    باز هم دیر خوابیدن شب باعث دیر بی‌دارشدن صبح می‌شه!
    جلّ الخالق
  2. اسلام به مترو بهشتی رسید.
    با چشم خودم تابلو نمازخونه رو وقت خروج دیدم.
    باور کنید.
    بالأخره کم‌کم داره خون شهدا به ثمر می‌رسه.
  3. خدا خیانت چشم رو می‌دونه، پسر!
    فکر کردی الکی می‌تونی چشم‌چرونی کنی و دربری؟
    اون هم از ویترین کتاب فروشی؟
    هان؟
  4. رابطه اینترنت با وقت
    مثل آب و آتش می‌مونه.
    البته که باورش فقط با خون جگر ممکن‌ه.

عصر به‌خیر

- – - – - -
+ به‌مناسبت هشتم شوال، سال‌روز اقدام دل‌خراش و غم‌انگیز تخریب حرم اهل بیت -علیهم السلام- در بقیع؛ خدا به حاج آقای چای‌چیان خیر بده:

حرم ائمه در بقیع

حرم ائمه در بقیع

«در جهان، هم‌شأن و هم‌تایی کجا دارد بقیع؟

چون که یک جا، چار محبوب خدا دارد بقیع

نور چشمان رسول و پور دل بند بتول

صادق و سجاد و باقر، مجتبی دارد بقیع

خلق شد عالم ز یُمن خلقت آل عبا

یک تن از پنج تن آل عبا دارد بقیع

همدم دل دادگان و محرم محراب راز

هست زین العابدین، بنگر چه ها دارد بقیع

حاصل آیات قرآن، باقرِ علم رسول

وارث فضل و کمال انبیا دارد بقیع

صادق آل محمّد، ناشر احکام حق

دین و دانش را، رئیس و پیشوا دارد بقیع

در نظر آید، زمین بر چرخ سنگینی کند

بس که خاکش گوهر سنگین بها دارد بقیع

گر چه تاریک است، در ظاهر ندارد یک چراغ

همچو ایوانِ نجف نور و صفا دارد بقیع

رازها گوید به گوش شب در این جا کهکشان

رمزها از خلقت ارض و سما دارد بقیع

سایه ها نجوا کنان بر مدفن این چارتن

کرده شب گیسو پریشان یا عزا دارد بقیع؟

سر به دیوارش زند هر کس از این جا بگذرد

در سکوتش ناله ها و گریه ها دارد بقیع

چار معصومند و دورند از حریم جدّشان

شکوه ها از دشمنانِ مصطفی دارد بقیع

آن دو غاصب در جوار مدفن پاک رسول

دور از او جسم امامان را چرا دارد بقیع؟

می کند محکوم، ظالم را به هر دور زمان

گفته ها با زائران آشنا دارد بقیع

بشنو از این قبرها بانگ انا المظلوم را

تا که مهدی باز آید، این ندا دارد بقیع

تا شود ثابت که نور حق نمی گردد خموش

گر چه ویران شد، جلال کبریا دارد بقیع

نالهٔ امّ البنین با اشک زهرا همدم است

در غبارِ غم، جمال کربلا دارد بقیع

چون (حسان) این جا بود، شب ها، مسیر فاطمه

تا که نامحرم نیاید، انزوا دارد بقیع»

بیا من رو خالی کن

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۳۹۰

سلام

به‌نظرتون مشکل از کجاست؟

اینکه میل‌باکس ۷.۶ گیگی‌،
فضای ۱۰۰۰تایی کانتک‌های موبایل،
فضای ذخیره پیامک‌ها،
کمدهای و کتاب‌خانه منزل،
کتاب‌خانه دانش‌گاه،
هارد رایانه دانش‌گاه،
هارد رایانه منزل،
هارد اکسترنال،
و …
پر شده‌اند و پیام بیا من رو خالی کن می‌دن.

چه می‌شود کرد؟

برچسب‌ها: ,

شروع دوباره

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۳۹۰

سلام

خدا رو شکر
ماه رمضان رو هم دیدیم.
انگار نشسته‌ایم لب جوی و فقط نگاه می‌کنیم.

حالا می‌شه خیلی از کارها رو از اول شروع کرد.
بهانه هم داریم:
سال جهاد اقتصادی،
اول مهر.

توکل بر خدا

پناه

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۹۰

سلام

أعوذ بجلال وجهک الکریم
پناه مى‌برم به جلال ذات بزرگ‌وارت

أن ینقضى عنى شهر رمضان
از اینکه ماه رمضان از من بگذرد

او یطلع الفجر من لیلتی هذه
یا سپیده دم ام‌شب بزند

و لک قبلى تبعة او ذنب تعذبنى علیه
و هنوز از تو در پیش من بازخواست یا گناهى مانده باشد که مرا بدان عذاب کنى

یا رحمان یا علام

برچسب‌ها: ,

مجیر

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۹۰

سلام

+
«این دعا در بین دعاها از جای‌گاه بلندى برخوردار است
و از حضرت رسول -صلى اللّه علیه و آله- روایت شده
و دعایى است که جبرئیل براى آن‏ حضرت هنگامى‌که در مقام ابراهیم مشغول نماز بودند آورد…

هر که این دعا را در«ایام البیض» [روزهاى سیزدهم و چهارهم و پانزدهم] ماه رمضان بخواند
گناه‌ش آمرزیده مى‏‌شود، هرچند به عدد دانه‏‌هاى باران و برگ‌هاى درختان و ریگ‌هاى بیابان باشد.
و خواندن آن براى شفاى‏ بیمار و اداى دین
و بى‏‌نیازى و توان‌گرى و رفع غم و اندوه سودمند است.

و دعا این است:

بسم الرحمن الرحیم

سبحانک یا الله تعالیت یا رحمان أجرنا من النار یا مجیر…»

*
تا جمعه شب چیزی نمانده…

یا امام حسن(ع)

برچسب‌ها: ,

تدارک

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۶ مرداد ۱۳۹۰

سلام

+
«ابَوُالصّلت هروى روایت کرده است که
در جمعه آخر ماه شعبان به خدمت حضرت امام رضا علیه السلام رفتم.

حضرت فرمود که اى ابوالصلت
اکثر ماه شعبان رفت و این جمعه آخر آن است.
پس تدارک و تلافى کن در آنچه از این ماه مانده است
تقصیرهایى را که در ایّام گذشته این ماه کرده‏‌اى.
و بر تو باد که رو آورى بر آنچه نافع است براى تو
و دعا و استغفار بسیار بکن
و تلاوت قرآن مجید بسیار بکن
و توبه کن به‌سوى خدا از گناهان خود
تا آنکه چون ماه مبارک درآید خالص گردانیده باشى خود را از براى خدا

و مگذار در گردن خود امانت و حق کسى را
مگر آنکه ادا کنى

و مگذار در دل خود کینه کسى را
مگر آنکه بیرون کنى

و مگذار گناهى را که مى‏‌کرده‏‌اى
مگر آنکه ترک کنى

و از خدا بترس و توکّل کن بر خدا در پنهان و آشکار امور خود.
و هر که بر خدا توکّل کند خدا بس است او را

و بسیار بخوان در بقیّه این ماه این دعا را:

اللهم ان لم تکن غفرت لنا فیما مضى‏ من شعبان،
فاغفر لنا فیما بقى منه

خدایا اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشته ما را نیامرزیده‏‌اى
در آن قسمت که از این ماه مانده بیامرزمان‏.

به‌درستى که حقّ تعالى در این ماه آزاد مى‏‌گرداند بندهاى بسیار از آتش جهنّم
براى حرمت ماه مبارک رمضان.»

یا صاحب الزمان

شعار

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۳ مرداد ۱۳۹۰

سلام

+

«بعد از پیام‌بر (صلی الله علیه و آله) یک حادثه مهمی اتفاق افتاده است.
این حادثه هم در قرآن بیان شده و هم در احادیث بسیار روشن و واضح.

آیه ۱۴۴ سوره مبارکه آل‌عمران می‌فرماید:
وَ ما مُحَمَّدٌ إلا رَسولٌ قدْ خَلتْ مِنْ قبْلِهِ الرّسُلُ
این پیام‌بر جز یک رسول و فرستاده نیست…
قبل از ایشان هم رسولان دیگری آمده‌اند.
به ایشان یک پیامی گفته‌اند که باید آن را به مردم برساند.

قدْ خَلتْ مِنْ قبْلِهِ الرّسُلُ
برخی از این پیامبران گذشته کشته شده اند.
برخی هم از دنیا رفته‌اند.
قاعده‌اش این است که یا از دنیا می‌رود یا کشته می‌شود.

أفإن مات أو قـُتل
اگر ایشان کشته شود یا از دنیا برود، شما چه‌کار می‌کنید؟
همه بساط را به‌هم می‌ریزید؟

انقلبتم على أعقابکم
اگر پیام‌بر از دنیا برود یا کشته شود شما به‌عقب (دوران جاهلیت) بازمی‌گردید؟

و من ینقلب على عقبیه فلن یضر الله شیئا
هرکس به عقب بازگردد برای خدا هیچ ضرری ندارد.
او برای خدا ضرری به بار نمی‌آورد.
هرچه کرده با خودش کرده.

و سیجزی الله الشاکرین
اگر کسانی به راه درست‌شان باقی ماندند آنها شکر پیام‌بران‌شان را کرده‌اند.
یعنی شکر پیام‌بر این است که به راه و رسم او بمانند.
خدا شاکران را جزای خیر خواهد داد.

*

در حدیث می‌فرماید:
انصار اولین کسانی بودند که بعد از پیام‌بر به آن راه رفتند.
کناره‌گیری کردند.
رئیس‌شان را جلو انداختند و یک شعار دادند.
شعار عصر جاهلیت را دادند.
اینها با شعار، اهل جاهلیت شدند.

ببینید،
تمام آنها وقت اذان می‌گفتند أشهد أن لا إله إلا الله.
در تشهد نماز هم همین را می‌خواندند.
نه نمازشان قضا شد، نه نماز شب‌شان قضا شد و نه روزه‌شان.
فقط شعارشان عوض شد.
همه از اسلام بیرون رفتند.

دقت کنید؛
با تغییر شعار مسلمان به صف جاهلان رفت.

این مطلب مهم است.
برای زمان ما هم مهم است.
اگر شعارمان عوض شود، چیز دیگری می‌شویم.»

یا صاحب الزمان(عج)

- – - – - -
+ عبارات بالا اغلب ویرایش شده و عین صحبت نیست.

مربی

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۱ مرداد ۱۳۹۰

سلام

«سؤال:
شما (حاج آقا مرتضی) بارها براساس روایات فرموده‌اید
انسان برای پیمودن مسیر الهی باید مربی انتخاب کند.
سؤال اینجاست که خصوصیات این مربی چیست؟

پاسخ:
این یک اصل بزرگی است که انسان برای خود در طول زندگی خودش
یک مربی انتخاب کند.

انسانی که در هر مقطع سنی از یک نفر یا یک گروه تقلید می‌کند،
تا آخرش معلوم نیست چیزی بشود.
اگرابتدا از خدای متعال و ولی او
حضرت بقیه‌الله ارواحنا‌له‌الفداء بخواهد
که کسی را که مورد تأیید وجود مقدس‌ش هست به او معرفی کند
و نشانه معرفی هم این باشد که هرگاه به او مراجعه کرد،
دل او بدون دغدغه گفتار او را بپذیرد
و روح‌ش از گفتار او آرامش پیدا کند.
چنان‌چه در درخواست یک مربی که مورد تأیید ایشان باشد راست‌گو باشد،
این توقع، توقع بی‌جایی نیست؛
هم‌راه با صداقت است.

من نمی‌توانم توجیه کنم موردی را که شخصی از آن حضرت(عج)
توقع معرفی یک مربی کرده است و به این مقدار نشانه هم قناعت کرده است،
ولی حضرت شخصی را به‌عنوان مربی به درخواست‌کننده نشان نداده‌اند…
»

یا صاحب الزمان

وسعت

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۹ تیر ۱۳۹۰

سلام

… اللهم صل على‏ محمد و آل محمد

و اعمر قلبى‏ بطاعتک، و لاتخزنى‏ بمعصیتک،

و ارزقنى‏ مواساة من قترت علیه من رزقک
و روزى من گردان که کمک مالى دهم بر کسى‏‌که روزی‌ت را بر او تنگ کردى

بما وسعت على من فضلک،
به‌وسیله آنچه بر من فراخ گرداندى از فضل خویش

و نشرت على من عدلک،
و گستردى بر من از عدل خویش

و احییتنى‏ تحت ظلک…
و مرا در زیر سایه‏‌ات زنده داشتى

یا صاحب الزمان

- – - – - -
+ فرازهایی از صلوات شعبانیه

منت

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۹۰

سلام

لقد منّ اللّه على المؤمنین
خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگی بخشید]

إذ بعث فیهم رسولاً من أنفسهم
هنگامی‌که در میان آنها، پیام‌بری از خودشان برانگیخت؛

یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة
که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛

و إن کانوا من قبل لفی ضلال مبین (آل‌عمران ۱۶۴)
هرچند پیش از آن، در گم‌راهی آشکاری بودند.

*

حاج آقا مرتضی می‌فرمود که این منت
ناشی از اصل بعثت نیست،
از بعثت مقید است.

یعنی اصل بعثت ناشی از حکمت‌ه و از خداوند جز این انتظاری نیست.
منت ناشی از «من انفسهم» است،
اینکه رسول از خودمون‌ه.
ظاهراً تو هیچ تفسیری هم به این نکته اشاره نشده.
می‌توانست این رسول از جنس فرشته باشه،
ولی «محمد امین»(ص) است که چهل سال دربین‌شان به نیکی زیسته بود.

یا صاحب الزمان(عج)

روش پیام‌بر(ص)

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۰

سلام

پیام‌بر(ص) دینی بر ما عرضه می‌کند
که تمسک به آن باعث رستگاری است.

قولوا لااله الا الله تفلحوا

پیام‌بر(ص) سنتی دارد در زندگی،
دیگران هم در دنیا روش‌های زندگی دارند.
قوم نوح، عاد، ثمود، بعد آنها، آل فرعون، …
این رسم و روش و سنت زندگی هم انتخاب‌کردنی است.
موجب ثمر است.
*

… شَعْبانُ الَّذی حَفَفْتَهُ مِنْکَ بِالرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوانِ
ماه شعبانی که اطراف آن را به رحمت و خوشنودی خود پوشاندی

الَّذی کانَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَالِه وَسَلَّمَ یَدْاَبُ فی صِیامِهِ وَ قِیامِهِ فی لَیالیهِ وَ اَیّامِهِ
آن ماهی که رسول خدا -صلی اللّه علیه و آله و سلم- کوشش بسیار داشت در روزه و شب‌زنده‌داری‌ش هم در شب‌ها و هم در روزهای‌ش

بُخُوعاً لَکَ فی اِکْرامِهِ وَ اِعْظامِهِ اِلی مَحَلِّ حِمامِهِ
به‌خاطر فروتنی در برابر تو در مورد گرامی‌داشتن و بزرگ‌داشتن‌ش هم‌چنان تا هنگام مرگ‌ش

اَللّهُمَّ فَاَعِنّا عَلَی الاِْسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فیهِ
خدایا پس ما را کمک ده تا روش او را در این ماه پیروی کنیم

وَ نَیْلِ الشَّفاعَةِ لَدَیْهِ
و به شفاعتی که نزد او است برسیم…
*   *

این فرازهایی از صلوات شعبانیه است.

در زندگی راه و رسمی وجود دارد،
برای هر قوم و مکتبی.

پیام‌بر(ص)، اهل بیت(ع)، اسلام،
روش و رسم و عادات زندگی دارند.
به ما توصیه شده از این روش زندگی تبعیت کنیم.
ثمر این تبعیت، در اینجا، رسیدن به شفاعت ایشان معرفی شده.

اللهم ارزقنا شفاعت الحسین یوم الورود

در راه برگشت

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۰ تیر ۱۳۹۰

سلام

ساعت ۹ شب، ۳۰ جون ۲۰۱۱، ۹ تیر ۱۳۹۰، ۲۷ یا ۲۸ رجب، البته اگر فرقی بکند

چیز دیگری مهم است؟
مکان؛
جایی بین دامغان و سمنان.
منتظریم برسیم به جایی برای نماز، قاعدتاً سمنان باید بایستد.
باید قبل‌ش پدر رو بفرستم برای وضوگرفتن که توی ایستگاه اذیت نشود.
هرچند ممکن‌ه وضوگرفتن تو این شرایط براشون سخت‌تر باشه.

و اینکه هوا خنک شده و پدر سبک.
قاعدتاً نگرانی‌مون از سنگینی حال‌شون کم شده.
دراز کشیده‌اند و خیال‌مون رو راحت کرده‌اند.
آدم وقتی سنگین‌ه بی‌تاب و سردرهوا.
خدا را بر نعمت‌های‌ش شکر.

«انتخاب‌های هوش‌مندانه» رو می‌خونم.
ترجمه ملکی‌فرها خوب است؛
به‌خصوص بومی‌سازی توضیحات و مثال‌شان.

خودم رو زده‌ام به بی‌خیالی.
شاید هم تأثیر سبکی مطبوع زیارت است.
خدا برای‌مان نگه‌ش دارد.

که چه؟
مقاله مانده، گزارش مکانیکی، پی‌گیری رشته جدید،
موضوع کش‌دار ازدواج، آمدن محمود عزیز، اتفاقات جمع فارغلی،
و هزار کوفت و زهرمار دیگه.
که چه؟
زندگی حال است، با تمام حضور تو در پیش‌گاه حضرت اله.
باقی بلا و فتنه است برای به چالش‌کشیدن حضور حال تو.
فهمیدن‌ش زیاد سخت نیست.

گرداب و آب‌گرم رو هم رد کردیم؛
کجا؟
هرجا.
یه جایی تو این دنیا،
مثل همه جاهای دیگه.
مهم این‌ه که تو مختصات الهی کجایی.

علی نگه‌دارمان

تنبلی و زیارت

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۴ تیر ۱۳۹۰

سلام

یادم نیست قبل نماز بود یا بعدش.
ظاهراً قضیه این بود که مشرف شده بودم مکه
بعد پا نمی‌داد که برم مسجد الحرام.
انگار هربار یه چیزی پیش می‌اومد و مانع می‌شد سر صبر برم خونه خدا…
*

حالا نشستم پای صبحونه به تعبیر؛
این حالت‌ها رو برای خودم بافتم.

  1. تو این ماه رجب
    هربار گفتم بشینم یه ذکر و دعا، نماز و روزه‌ای انجام بدم،
    گفتم ول‌ش کن.
    بذار سر فرصت،
    جمعه‌ای،
    زیارتی پیش بیاد.
  2. دل‌م لک زد تو این ماه رجبی
    یه بار پیش بیاد زیارت رجبیه بخونم.
    خدا تو این چند روز آخر نصیب کنه.
  3. این مشاهد مشرفه،
    از حرم حضرت صالح گرفته تا حرم سیدالکریم
    تا قم،
    دارن خاک می‌خورن که آدم این راه نزدیک رو قدم‌رنجه کنه بره زیارت.
    *   *

خلاصه گفتم که شاید برای شما تذکری بشه
جهت دونستن قدر فرصت‌ها.

یا علی‌بن‌موسی الرضا

توصیه به چی

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۹۰

سلام

وب‌لاگ‌نویسی برای خیلی از ما
حکم «تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر» رو داره.
این حرف رو قبلاً هم گفتیم و شنیدیم.

*

بحث اول اینکه درباره توصیه به حق
آدم‌های معمولی و عامی مثل ما
چه‌طور می‌تونن ورود کنند؟
برای اینکه حق تشخیص داده بشه،
معرفی و توصیه بشه،
یه حجیتی لازم‌ه که ظاهراً بر آدم غیرمتخصص
- عموم ما -
مترتب نیست.
نتیجه‌اش هم می‌شه انواع انحرافات فکری و رفتاری
که جاهای مختلف می‌شنویم و می‌بینیم.
اغلب‌ش هم ناشی از جهالت‌ه،
یعنی عدم تشخیص درست حق از راه حجت صحیح.
بعد هم که به اون انحرافات عادت کردیم و دل‌بسته شدیم،
ممکن‌ه قضیه به عناد هم کشیده بشه.

پس ما چه باید بکنیم؟
تبلیغ حجت‌های صحیح تشخیص حق،
و نه دعوت به خود به‌عنوان مرجع تشخیص حق.

*   *

بحث بعدی اینکه با تشخیص حق،
راه حق مشخص می‌شه.
پیمودن راه حق و ماندن در مسیر حق
شاید مصداقی از توصیه به صبر باشه.
به‌نظر صبر تعبیری عملی از حق‌مداربودن است.

*   *   *

بحث آخر و مهم اینکه
اگر اینها سر و ته گرفته بشه،
یعنی بدون عبور از مسیر صحیح تشخیص حق
و دادن معیار و معرفی حجت صحیح به مخاطب،
دنبال ارائه تحلیل‌های مجتهدانه باشیم،
و بعد هم مدام توصیه و جوسازی که
هرکه چنین بود چنان و هرکه نبود بهمان،
معلوم نیست همین وب‌لاگ و بحث‌های دیگر مطلوب باشه.

نسخه‌پیچیدن بدون تخصص و ارائه حجت
- به‌خصوص برای دیگران -
و بعد هم دنبال مصادیق درست‌گشتن
برای حرف به‌ظاهر حقی که معلوم نیست ازکجا درش آورده‌ایم،
از جهات مختلف برای ما بازی جذابی‌ه.
و امان از خطرات این نوع بازی.

یا علی

نیمه رجب

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۰

سلام

ایام گرامی باد.
جهت خالی‌نبودن عریضه این دو پیامک رو ببینید. البته قاعدتاً برای‌تان تکراری است، ولی برای من تازه و دل‌نشین بود.
- – - – - -

یا این دل شکسته ما را صبور کن
یا لااقل به‌خاطر زینب(س) ظهور کن

ام‌شب بیا که روضه بخوانی برای‌مان
ام‌شب بساط گریه ما را تو جور کن

یا چند صفحه مقتل کرب و بلا بخوان
یا خاطرات عمه خود را مرور کن

دیگر بتاب از افق مکه، ماه من
دل‌های شیعه را پر حس غرور کن
*

دست مرا گرفتید تا یادتان بمانم
از قعر خاک بردید تا اوج آسمان‌م

گویند امام هر عصر بابای مهربان است
روز پدر مبارک، بابای مهربان‌م
*   *

ان‌شاءالله نیمه رجب کربلا رو درک کنیم…

آجرک الله یا صاحب الزمان

نیمه رجب

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۰

سلام

دهه‌ای که بخوایم حساب کنیم،
یک دهه از ماه رجب گذشت.
میلاد امام جواد(ع)
به خیلی‌ها نوید رفع گرفتاری می‌ده،
تا قدم‌های بعدی به‌سمت ضیافت ماه رمضان رو
با فراغ بیشتری بردارند.

روزهای میانی و سپید ماه،
میلاد امیرالمؤمنین(ع)،
روزهای اعتکاف.

می‌شه ایستاد،
تأمل کرد،
و از اول شروع کرد.

ان‌شاءالله مبارک باشه
برای هم دعا کنیم

یا علی

مؤمن رها نیست

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۳۹۰

سلام

ما کان الله لیذر المؤمنین
خدا بر آن نیست که مؤمنان را رها سازد… (۱)
*

میناب بودیم،
سر همون کار جهاد و تحقیقات باغ‌داری.
با ایوب عزیز
-که خدا هرجا هست سلامت دارش-
سر این بحث می‌کردیم که
آیا واقعاً
همه
هرچه که می‌گذره
بدتر می‌شن؟
از جهت معنوی و اخلاقی منظور بود.

حالا نمی‌دونم از روی کل کل بود
یا واقعاً معتقد بودم،
ولی حس می‌کردم که نباید این‌طور باشه.
این نباید قانون باشه.
نه این‌که مطمئن باشم خودم روز به روز وضع‌م بدتر نخواهد شد.
می‌گفتم این قاعده نیست،
نباید باشه.
*   *

همه چیز با ایمان شروع می‌شه؛

«خدا بر آن نیست که مؤمنان را رها سازد» (۱)

«خدا ولی مؤمنان است
و آنان را از تاریکى‌ها به سوى روشنایى بیرون مى‌آورد
» (۲)

«تا خداوند مؤمنان را ناب و خالص گرداند» (۳)

«هر که به خدا ایمان آورد، خدا قلب‌ش را هدایت کند» (۴)

«عزت برای خدا و برای رسول او و برای مؤمنان است» (۵)

«او کسی است که آرامش را در دل‌های مؤمنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمان‌شان بیفزایند» (۶)

«[ای پیام‌بر] برای گناه خود و مردان و زنان باایمان استغفار کن» (۷)

*   *   *

اگر حس می‌کنیم وضع‌مون داره بدتر می‌شه
-ازلحاظ اخلاقی، اعتقادی، معنوی-
به فکر بازسازی ایمان‌مون باشیم.

یا ولی المؤمنین

- – - – - -
(۱) سوره آل‌عمران، آیه ۱۷۹
(۲) سوره بقره، آیه ۲۵۷
(۳) سوره آل‌عمران، آیه ۱۴۱
(۴) سوره تغابن، آیه ۱۱
(۵) سوره منافقون، آیه ۸
(۶) سوره فتح، آیه ۴
(۷) سوره محمد، آیه ۱۹

آغاز راه شیعه‌گی

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۳۹۰

سلام

می‌شود از اینجا شروع کرد؛
روزی ۵۰ آیه قرآن بخوانیم…

کاش روزی شیعه شویم

چهارده خرداد نود

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۳۹۰

سلام

متناسب با دغدغه‌های اجتماعی- سیاسی این روزهای خودم، این مطالب از صحبت‌های ره‌بری گل‌چین کردم.
- – - – - -

مکتب امام یک بسته‌ى کامل است،
یک مجموعه است،
داراى ابعادى است؛
این ابعاد را باید با هم دید…

دو بُعد اصلى در مکتب امام بزرگ‌وار ما،
بُعد معنویت و بُعد عقلانیت است…

بُعد سومى هم وجود دارد…
و آن، بُعد عدالت است.

اینها را باید با هم دید.
تکیه‌ى بر روى یکى از این ابعاد، بى‌توجه به ابعاد دیگر،
جامعه را به راه خطا می‌کشاند، به انحراف می‌برد…

*

اگر کسى یا جریانى بخواهد به نام عقل‌گرائى،
از ارزش‌هاى اسلامى و انقلابى عدول کند، این انحراف است.
اگر کسى بخواهد به‌وسیله‌ى عقل‌گرائى،
در مقابل دشمن بى‌تقوائى به خرج بدهد، وابستگى به‌وجود بیاورد،
این انحراف است، این خیانت است.

*  *

اگر به نام عدالت‌خواهى و به نام انقلابی‌گرى،
اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر کرده‌ایم؛
از خط امام منحرف شده‌ایم.

اگر به نام انقلابی‌گرى، به نام عدالت‌خواهى،
به برادران خودمان، به مردم مؤمن،
به کسانى که از لحاظ فکرى با ما مخالف‌اند،
اما می‌دانیم که به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند،
اهانت کردیم، آنها را مورد ایذاء و آزار قرار دادیم،
از خط امام منحرف شده‌ایم.

اگر بخواهیم به نام انقلابی‌گرى و رفتار انقلابى،
امنیت را از بخشى از مردم جامعه و کشورمان سلب کنیم،
از خط امام منحرف شده‌ایم.

در کشور آراء و عقاید مختلفى وجود دارد.
اگر چنان‌چه یک عنوان مجرمانه‌اى بر یک حرکتى، بر یک حرفى منطبق شود،
این عنوان مجرمانه البته قابل تعقیب است؛
دستگاه‌هاى موظف باید تعقیب کنند و می‌کنند؛
اما اگر عنوان مجرمانه‌اى نباشد،
کسى است که نمی‌خواهد براندازى کند،
نمی‌خواهد خیانت کند، نمی‌خواهد دستور دشمن را در کشور اجرا کند،
اما با سلیقه‌ى سیاسى ما، با مذاق سیاسى ما مخالف است،
ما نمی‌توانیم امنیت را از او دریغ بداریم، عدالت را دریغ بداریم؛
«و لایجرمنّکم شنئان قوم على الّا تعدلوا».
قرآن به ما دستور می‌دهد و می‌گوید:
مخالفت شما با یک قومى،
موجب نشود که عدالت را فرو بگذارید و فراموش کنید.
«اعدلوا»؛ حتّى در مورد مخالف هم عدالت به خرج دهید.
«هو اقرب للتّقوى»؛(آیه ۸ سوره مائده)
این عدالت، نزدیکتر به تقواست…

*  *  *

معنویت به هیچ وجه نباید ما را از مسئولیت عظیم انقلابىِ خودمان جدا کند،
بلکه کمک به حرکت انقلابى است.
آن کسانى که با تکیه‌ى به دیندارى و با عنوان کردن دیندارى،
سعى می‌کنند جامعه را سیاست‌زدائى کنند،
جوانان را سیاست‌زدائى کنند،
جوانان را از حضور در عرصه‌هاى کشور دور نگه دارند، اشتباه میکنند،
راه خطا میروند، دچار انحرافند؛
این ابعاد با همدیگر است.

*   *   *   *

موضع ما در مقابل این حرکت‌هاى مردمى [جهان اسلام] روشن است:
هر جا حرکت اسلامى است، مردمى است، ضد آمریکائى است،
ما با این حرکت هم‌راه‌یم؛
اما اگر در جائى ببینیم با تحریک آمریکائى‌ها، با تحریک صهیونیستها،
یک حرکتى به راه افتاده است، با آن حرکت هم‌راهى نمی‌کنیم.

*   *   *   *   *

یادمان باشد که
منتظران مصلح، خود باید صالح باشند.
ماه رجب را دریابیم.

یا علی

زمزمه‌های دل‌نواز – ۷

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۳۹۰

سلام


یا ذا الجلال و الاکرام
یا ذا النعماء و الجود
یا ذا المنّ و الطول
حرّم شیبتی علی النّار

یا علی

- – - – - -
+ چشم به هم بزنیم شب قدر رسیده و مانده‌ایم دست خالی…

مسیر آسانی

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۹ خرداد ۱۳۹۰

سلام

فأما من أعطى و اتقى ﴿۵﴾
امّا آن کس که (در راه خدا) انفاق کند و پرهیزگاری پیش گیرد،

و صدق بالحسنى ﴿۶﴾
و جزای نیک (الهی) را تصدیق کند،

فسنیسره للیسرى ﴿٧﴾
ما او را در مسیر آسانی قرار می‌دهیم!

سوره لیل

- – - – - -
+ «آفتاب دیگری دلیل آفتاب: … و من یتّق الله یجعل له من امره یسراً… (آیه ۴ طلاق)»
با تشکر از جناب بهارنارنج.

کار گروهی

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۷ خرداد ۱۳۹۰

سلام

تو این گرفتاری فقط همین‌جور پست نوشتن از آدم انتظار می‌ره.
- – - – - -

دوران لیسانس بعضی شب‌ها می‌رفتیم خواب‌گاه
دست‌جمعی درس بخونیم؛
به‌خصوص درس‌های مفهومی که احتیاج به کلنجاررفتن با مفاهیم داشت.

یکی از رفقای خواب‌گاهی
بسیار خوش‌فکر و با پشت‌کار
تعریف می‌کرد که چه‌طور پروژه انجام می‌دن.
روش‌شون این بود که مثلاً یکی تا ۱۲ شب کار می‌کرد،
کار رو تحویل رفیق‌ش می‌داد و می‌خوابید.
مثلاً ساعت ۲ و ۳ رفیق‌ش بی‌دارش می‌کرد،
کار رو تحویل می‌گرفت و تا ۵ و ۶ کار می‌کرد،
واسه نماز رفیق‌ش رو بی‌دار می‌کرد و خودش می‌خوابید تا …
ما هم هاج و واج نگاه‌شون می‌کردیم که
بابا، تو دیگه کی هستی.

حالا شده حکایت ما!
یه مقاله که می‌فرستیم،
طرف کلی کامنت می‌ذاره روش،
می‌گه سه روزه اصلاح کنید بفرستید،
معلوم هم نیست قبول‌ش کنیم یا نه!

من تا سه شب باید بشینم کار کنم.
شب ما که می‌رسه بابک می‌گه بذار برم دانش‌گاه،
یعنی لابد صبح اونها رسیده،
کارش رو ردیف کنم.

خدا به‌خیر بگذرونه

- – - – - -
+ خدا رو شکر که پذیرفته شد. تجربه سخت و خوبی بود.

++ این نصف شب بی‌دارشدن و خوابیدن‌شون آدم رو یاد نماز شب‌های حضرت رسول(ص) می‌اندازه.

غفلت و خسران

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۵ خرداد ۱۳۹۰

سلام

من کفر بالله من بعد إیمانه
کسانی‌که بعد از ایمان کافر شوند

إلا من أکره و قلبه مطمئن بالإیمان
-به‌جز آنها که تحت فشار واقع شده‌اند درحالی‌که قلب‌شان آرام و باایمان است-

و لکن من شرح بالکفر صدرا
آری، آنها که سینه خود را برای پذیرش کفر گشوده‌اند،

فعلیهم غضب من الله و لهم عذاب عظیم ﴿١٠۶﴾
غضب خدا بر آنهاست؛ و عذاب عظیمی در انتظارشان!

ذلک بأنهم استحبوا الحیاة الدنیا على الآخرة
این به خاطر آن است که زندگی دنیا (و پست را) بر آخرت ترجیح دادند؛

و أن الله لا یهدی القوم الکافرین ﴿١٠٧﴾
و خداوند افراد بی‌ایمان (لجوج) را هدایت نمی‌کند.

أولئک الذین طبع الله على قلوبهم و سمعهم و أبصارهم
آنها کسانی هستند که (بر اثر فزونی گناه،)
خدا بر قلب و گوش و چشمان‌شان مهر نهاده؛
(به‌هم‌این دلیل نمی‌فهمند،)

و أولئک هم الغافلون ﴿١٠٨﴾
و غافلان واقعی همانها هستند!

لا جرم أنهم فی الآخرة هم الخاسرون ﴿١٠٩﴾
و ناچار آنها در آخرت زیان‌کارند.

سوره نحل

الهی لاتکلنی الی نفسی

جای‌گاه آیه تطهیر در سوره احزاب

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۲ خرداد ۱۳۹۰

سلام

این مطلب، خلاصه‌شده یکی از سخنرانی‌های حاج آقا قاسمیان‌ه، فاطمیه سال ۸۹، مدرسه علمیه مشکات. البته اون موقع مدرسه بازار نبود! این برای فتیان آماده شد، البته به‌کمک جناب «برای خاطر آیه‌ها». این هم تیتر فرعی‌ش بود:
«آیه تطهیر در وسط سوره احزاب کار گذاشته شده و مثل یک نگین میدرخشد. این آیه تکلیف جریانات تاریخی آن زمان را به‌خوبی روشن می‌کند.»

منبع: http://qasemian.ir/blog/?p=386
- – - – - -

و قرن فی بیوتکن و لاتبرجن تبرج الجاهلیة الأولى و أقمن الصلاة و آتین الزکاة و أطعن الله ورسوله
إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیراً (۳۳)[۱] – سوره مبارکه احزاب

آیه تطهیر؛ سندِ حقانیت: این آیه که سند افتخار پنج‌تن آل‌عبا و ائمه (ع) است، همیشه مورد استشهاد بوده است. حضرت صدیقه طاهره (س)، امام حسن مجتبی (ع) در مقابل معاویه، امام حسین (ع) در راه کربلا، زینب کبری(س) در دربار عبیدالله و امام‌رضا (ع) در دربار مأمون به این آیه برای اثبات حقانیت اهل بیت استشهاد می‌کنند. اما جایگاه این آیه در قرآن، بعضی‌ها را به شک انداخته که آیا این آیه متعلق به همین‌جاست یا خیر؟

بستر تاریخی نزول آیه: در سال پنجم و بعد از اتفاقات جنگ احزاب، دشمنان خارجی، عملاً تضعیف شده‌اند و اسلام دوران تثبیت خود در شبه‌جزیره را می‌گذراند. در این زمان منافقین در بدنه جامعه مدینه پررنگ می‌شوند. این گروه دارای منطقی شنیدنی هستند[۲] که اگرچه منطق دینی نیست ولی با ادبیات دینی بیان می‌شود. ازطرفی جریان‌هایی اقتصادی در داخل مدینه تقویت‌شده که دارد به بیت پیغمبر می‌رسد. از سوی سوم مدینه‌النبی دارد به مدینه‌العرب تبدیل می‌شود. یعنی چهره‌های ملی‌گرایی داریم که هنوز مدینه النبی را با مختصات نبوی نتوانسته‌اند هضم کنند و می‌روند سراغ «یا اهل یثرب»[۳]. مجموعه این جریانات هستند که بعدها سقیفه را شکل می‌دهند.

سوره احزاب و بیت پیامبر: سوره احزاب یک جنگ تمام عیار با بیت پیغمبر شروع کرده است. «به همسرانت بگو که اگر شما اراده حیات دنیا را دارید بلند شوید بیایید و مهرتان را بگیرید و با یک طلاق نیکو و یک سراح نیکو بروید.»[۴]. گناه شما دو برابر است زیرا منتسب به بیت پیغمبرید[۵]. اصلاً در سوره احزاب، زبان به‌شدت نامهربانانه‌ای خطاب به بیت پیغمبر وجود دارد. ظاهراً نطفه‌ای در آن‌جا درحال بسته‌شدن است که بعدها خودش را نشان می‌دهد. بیت پیغمبر به دلیل شاخص بودن جایگاهش، می‌تواند مناسبات را تغییر دهد. جریان نفاق متوجه آن‌جا شده است. به همین دلیل می‎فرماید؛ «و قرن فى بیوتکنّ»[۶] توی خانه‌هایتان بمانید. این در خانه‌هایتان بمانید یعنی از حیطه و حوزه پیغمبر بیرون نزنید. «و اَطعنَ الله و رَسوله»[۷]؛ از خدا و رسولش اطاعت کنید.

واژه «رجس» و تغییر ضمایر در آیه: این‌جاست که آیه می‌آید؛ برای اعلام روابط جدید پیغمبر و برهم زدن روابط قدیمی ایشان. این‌جا معرفی کسانی از بیت پیغمبر لازم است که از این خدشه‌ها و رجس‌ها به دورند. پس ذهن باید قبلش متوجه یک رجسی باشد. آیه کاملاً مرتبط به قسمت قبل است اما ضمیرها همه برگردانده شده تا مطمئن شوید که منظور همسران پیغمبر نیست.

پیامبر و تبیین مصداق آیه تطهیر: بعد از نزول این آیه پیغمبر هر روز در خانه حضرت علی(ع) می‌آیند و ندا می‌دهند «الصلوه یا اهل‌البیت! اِنّما یُرید الله لِیُذهب عَنکم الرِّجس…» چرا؟ تا ذهن مردم از اهل البیت، متوجه زنان پیغمبر نشود. که مردم بدانند اهالیِ این خانه‌اند که اهل بیت پیغمبر هستند.

یا حضرت زهرا(س)


[۱] «و در خانه‌های خود بمانید، و همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید، و نماز را برپا دارید، و زکات را بپردازید، و خدا و رسولش را اطاعت کنید؛ خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد.  (٣٣) ترجمه آیت الله العظمی مکارم شیرازی

[۲] «ان یقولوا تسمع لقولهم» سوره منافقون آیه ۴

[۳] سوره احزاب آیه ۱۳

[۴] سوره احزاب آیه ۲۸

[۵] سوره احزاب آیه ۳۰

[۶] سوره احزاب- آیه ۳۳

[۷] همان

برای امیر عزیز

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۰

سلام

دیدید آدم کاری رو نمی‌کنه،
ولی بکنه اساسی می‌ره تو خط‌ش.
مثلاً طرف ورزش رو بی‌خیال شده،
یه‌هو، یه عصر، تو جو رفقا،
ان‌قدر والی‌بال می‌زنه که تا یه ماه آخ و اوخ‌ش رو هواست.
*

یه دوره‌ای بود و هست
که اصلاً، مدت‌ها، طرف پیتزا نمی‌رفتم.
یعنی پیش نمی‌اومد.
می‌ذارم یه وقتی، یه رفیقی، پایه بشه،
با هم بریم و بشینیم و بزنیم.
تو همین روزگار، یه‌هو، تو شش روز،
چهار بار پیتزا خوردم، جاهای مختلف، با رفقای متفاوت.
*   *

از این درام‌ها پیش می‌اومد که تو یه جمعی
حضرت ملک(ع) باآمادگی و بی‌آمادگی
نزول اجلال می‌فرمودند.
منتها بیش‌تر تو سطح پدربزرگ و مادربزرگ.
ظرف چند روز پیام‌های تسلیت و مجالس بود
که باید می فرستادی و شرکت می‌کردی.
این بار حضرت(ع) عزم‌شون جزم‌تر بود.
آدم چه می‌دونه که وقتی بعد مدت‌ها
رفیقی رو در مجلس پدر دیگری می‌بینی،
وقتی کنارش می‌شینی و یه جلد خاطرات زندگی‌ت رو باهاش ورق می‌زنی،
وقتی با دیدن‌ش چشم‌ت روشن می‌شه و بار دل‌ت سبک،
ممکن‌ه همون شب بار غمی به دل‌ش بشینه،
به سنگینی بار برادر بزرگ‌تربودن.
*   *   *

اول از همه، در همین لحظه، بنده حقیر سراپا تقصیر،
تشکر ویژه کنم از حضرت رضا، جان عالمی به قربان‌شان.
همین یه کلام‌شان برای‌م دری گشود،
که اگر برای چیزی می‌خوای گریه کنی
برای حضرت حسین(ع) بگریس.
یا علی بن الحسین.

دوم هم یاد برادر صادق نیت کردم.
الآن که فکر می‌کنم برادر بزرگ‌ترشان هم دوره ۲ی بودند،
مثل امیر آقای ما.
ولی برادر شهید دو سال ازش بزرگ‌تر بود و امیر آقا ده سال!
و این روضه که هیچ وقت تکراری نمی‌شه؛
وقتی دنبال نعش‌ش سال‌ها سردخونه‌ها رو زیر و رو کردی،
طبیعی‌ه که نشونه‌هات از برادرت دیگه مشخصات ظاهری نیست.
دیگه چیزی از بدن بعد گذشت چند سال قرار نیست بمونه.
تو رفته‌ای و برادرت مانده، و تو سال‌ها ازش دور شده‌ای.
این‌قدر که برای تشخیص‌ش باید دنبال نقص فلان انگشت پا باشی!
*   *   *   *

سوم هم یاد خودمون باید بکنم.
گازش رو گرفتیم، دنده رو خلاص کردیم،
ترمزمون هم خالی خالی.
حرف هم که به گوش‌مون می‌خوره، به‌مون بر می‌خوره.
چهارتا چارواداری هم بار طرف می‌کنیم که
مونده‌ها رو ول‌ش،
ببین عاد و ثمود و قارون‌ها دارن با چه سرعتی می‌رن.

انا اخلصناهم بخالصه ذکری الدار

به دنیای کنترل خوش آمدید…

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۰

سلام

این مطلب رو زمستان ام‌سال برای نشریه بسامد دانشکده مکانیک نوشتم.
- – - – - – -

به دنیای کنترل خوش آمدید…

از باب اینکه خداوند به ید قدرت و حکمت خود آنچه در آسمان و زمین است را به تسخیر ما درآورده است[۱] همواره تلاش کرده‌ایم همه چیز را به دلخواه خود سامان دهیم. گاه توانسته‌ایم مجموعه‌هایی بسازیم که به خودی خود مناسب عمل کنند و گاه مکملی لازم داشته‌اند تا با تدابیر مناسب عملکرد مجموعه اصلی را مطلوب کنند. به عبارتی می‌توان مجموعه این تدابیر را یک «سیستم کنترل[۲]» نامید.

در مورد یه خودرو، می‌توان راننده را یک «کنترل‌کننده[۳]» دانست که با «استراتژی کنترل[۴]» خاص خود خودرو را هدایت می‌کند. از طرفی راننده یا هر کنترل‌کننده دیگر برای اعمال دستورات کنترلی خود نیاز به ابزارها و «محرک[۵]»هایی دارد که در این مثال شامل فرمان، دنده و پدال‌ها هستند. قسمت دیگر یک سیستم کنترل «حس‌گر[۶]»ها می‌باشد که شرایط فعلی سیستم تحت کنترل را برای کنترل‌کننده معلوم می‌کند. در این مثال سیستم کنترل یه سیستم کنترل دستی[۷](!) است، نه یک سیستم کنترل خودکار[۸]. بنابراین وظیفه عمده حس‌گر در سیستم‌های خودکار را چشم راننده ایفا می‌کند. البته نشان‌گرهای سرعت خودرو، دور موتور و دمای آب نیز حس‌گر این سیستم کنترل به‌حساب می‌آیند.

مکانیک در کنترل

اغلب سیستم‌های دینامیکی مورد بحث در مهندسی مکانیک دارای سیستم کنترل هستند. مهندسان کنترل برای تحلیل و طراحی سیستم کنترل نیاز به مدل‌سازی ریاضی رفتار دینامیکی سیستم مکانیکی تحت کنترل دارند. این یکی از نقش‌های مهندسین مکانیک در یک کار تیمی مهندسی کنترل است؛ «استخراج مدل ریاضی رفتار دینامیکی سیستم مکانیکی تحت کنترل». از سوی دیگر، اگرچه بسیاری از سیستم‌های کنترل امروزی از سخت افزارهای کنترلی الکترونیکی بهره می‌برند، هنوز بسیاری از سخت‌افزارهای کنترلی پرکاربرد در صنایع مختلف تولیدی، کشاورزی، شیمیایی، هوافضا و نظامی تجهیزات مکانیکی هستند. منظور از سخت‌افزارهای کنترلی مجموعه حس‌گرها، کنترل‌کننده و محرک‌های یک سیستم کنترل می‌باشد. بنابراین نقش دیگر مهندسین مکانیک در عرصه کنترل، تحلیل و طراحی مجموعه سخت‌افزارهای کنترل مکانیکی است. بسیاری از این سخت‌افزارها شامل تجهیزات هیدرولیک و پنوماتیک، انواع مکانیزم‌ها و بادامک‌ها هستند.

نظریه کنترل

مستقل از اینکه سیستم تحت کنترل یا سخت‌افزارهای کنترلی مکانیکی باشند یا الکتریکی و شمیایی، استراتژی کنترل مورد استفاده می‌تواند خود را به شکل فرمول‌های ریاضی نشان دهد. در واقع تولد نظریه کنترل در دایره علوم ریاضیات و مهندسی رخ داده، اما درحال حاضر در عرصه علوم انسانی مانند جامعه‌شناسی و اقتصادی هم کاربرد فراوانی یافته است. شما فکر می‌کنید هدف رسانه‌های دنیا چیزی به‌جز کنترل ذهن ماست؟

فرض کنید صبح شنبه در دفتر کارتان نشسته‌اید. ناگهان تلفن زنگ می‌زند و شما به اتاق مسئول بخش فراخوانده می‌شوید. ناگهان پرونده‌ای قطور از تاریخچه رفتارهای نابهنجار یک سیستم دینامیکی افسارگسیخته به شما تحویل داده می‌شود. تنها یک هفته فرصت دارید تا رفتار سیستم را مطلوب کنید. بیایید مراحل کار را مرور کنیم:

  1. ابتدا باید بفهمیم دینامیک حاکم بر سیستم چیست. باید مدل ریاضی آن استخراج شود. اگر سیستم مذکور مکانیکی بود حتماً از یک مهندس مکانیک کمک بگیرید. نکته مهم این است که بدانید مدل شما چقدر «عدم قطعیت[۹]» دارد. آیا برای مدل‌سازی رفتار هر سیستمی می‌توان از مدل‌های خطی استفاده کرد؟
  2. مجموعه حس‌گرهای لازم را انتخاب کنید. طراحی کنید که سیستم‌تان «مشاهده‌پذیر[۱۰]» شود. هر حس‌گر یک «خروجی[۱۱]» سیستم تحت کنترل را برای شما اندازه می‌گیرد. این را هم بدانید که لازم نیست برای کنترل چند خروجی، حتماً به تعداد آنها حس‌گر خریداری کنید. بسیاری از خروجی‌ها ممکن است با هم وابستگی ریاضیاتی داشته باشند. مثلاً شتاب، سرعت و موقعیت یک جسم (سه خروجی فرضی سیستم) در یک حرکت خطی به‌راحتی و با دقت مناسب می‌تواند توسط یک حس‌گر شتاب به‌همراه «تخمین‌گر[۱۲]» یا «مشاهده‌گر[۱۳]» محاسباتی سنجیده شود. در مورد حس‌گرها همیشه مراقب «نویز[۱۴]» باشید که در عمل به‌شدت دقت کارتان را به‌هم خواهد زد.
  3. مجموعه محرک‌های مناسب را پیدا کنید. طراحی مناسب محرک‌ها سیستم‌تان را «کنترل‌پذیر[۱۵]» خواهد کرد. این را بدانید که هر محرک در واقع یک «ورودی[۱۶]» سیستم تحت کنترل به‌حساب می‌آید. اما ورودی‌های ناخواسته‌ای همواره سیستم شما را تحریک می‌کنند؛ «اغتشاشات[۱۷]».

خسته نباشید. تنها کاری که در صبح شنبه آینده می‌توانید انجام دهید ارائه گزارش مطالعات انجام‌شده در هفته قبل است. بهتر است اتفاقات را به‌گونه‌ای تشریح کنید که مسئول‌تان قانع شود کارتان به‌اندازه کافی سنگین بوده و فرصت بیشتری نیاز است. بنابراین در هفته دوم روی کنترل‌کننده تمرکز کنید.

  1. اکنون باید اهداف کنترلی را تنظیم کنید. فرض کنیم سیستم تحت کنترل اتاق دربسته‌ای باشد که خروجی‌اش دما و رطوبت و ورودی‌اش یک فن دمنده هوای گرم به‌همراه یک دستگاه بخور سرد باشد. هدف حفظ دما و رطوبت روی یک مقدار ثابت است. یا هدف حفظ دما روی یک منحنی دلخواه است (مثلاً دمای مطلوب اتاق در روز و شب متفاوت باشد) با میزان رطوبت ثابت. یا هدف حفظ دما روی یک مقدار ثابت است به‌شرطی که کسی در اتاق باشد و درغیر این صورت کنترل شرایط اتاق لازم نیست. این «یا»ها هرکدام می‌توانند شاخه‌های مختلفی در نظریه کنترل کلاسیک باز کنند یا آن را به چالش بکشند.
  2. حال که مدل سیستم، نوع حس‌گرها، وضعیت محرک‌ها و اهداف کنترلی مشخص شد، روش کنترل باید تعیین شود. ممکن است «کنترل ترتیبی[۱۸]» یا «کنترل فرایند[۱۹]» مورد نیاز باشد. «کنترل بهینه[۲۰]» به‌منظور بهینه‌کردن تلاش کنترلی، «کنترل غیرخطی[۲۱]» برای کنترل سیستم‌های با رفتارهای دینامیکی غیرخطی قابل توجه، «کنترل مقاوم[۲۲]» برای کنترل سیستم‌های با عدم‌قطعیت و اغتشاشات بالا، «کنترل تطبیقی[۲۳]» برای کنترل‌کننده‌های با قابلیت انعطاف و سیستم‌های کنترل متغیر با زمان، «کنترل دیجیتال[۲۴]» برای کنترل‌کننده‌های رایانه‌مبنا، و «کنترل چندمتغیره[۲۵]» شامل روش‌های «متمرکز» و «غیرمتمرکز» تنها بخشی از تکنیک‌های کنترل کلاسیک را تشکیل می‌دهند. متأسفانه آنچه شما در دوره مهندسی مکانیک آموخته‌اید مختصری از «کنترل خطی[۲۶]» با نام کنترل خودکار است که ممکن است با درس کنترل پیشرفته یا «کنترل مدرن[۲۷]» تکمیل شده باشد. اما دانستن همه اینها شما را از «کنترل هوشمند[۲۸]» بی‌نیاز نخواهد کرد. زیرا با گسترش روش‌های «محاسبات نرم[۲۹]» مانند «شبکه عصبی[۳۰]» برای شناسایی رفتار سیستم، «کنترل فازی[۳۱]» و «الگوریتم ژنتیک[۳۲]» به‌منظور بهینه‌سازی ضرایب کنترلی، کنترل هوشمند کاربردهای وسیعی پیدا کرده است.

کنترل در زندگی

اگر از پس یک کار کنترلی صرف برنیامدید زیاد افسوس نخورید. شما می‌توانید مثلاً یک مهندس هوافضا بشوید که متخصص امور کنترل است. در این صورت تنها لازم است شاخه‌های کاربردی کنترل در هوافضا را یاد بگیرید.

این را هم بدانید که اگر نخواستید یک مهندس کنترل شوید، و اگر هم نخواستید یک مهندس مکانیک با دانش و مهارت کنترلی شوید، باز هم کنترل خواندن به‌دردتان می‌خورد. زیرا می‌توانید از کنترل «نگاه سیستمی» آن را یاد بگیرید. دنیا و تمام اجزای آن سیستم‌های با رفتار دینامیکی بزرگ و کوچکی هستند که می‌توانند با مدل‌های خطی و غیرخطی توصیف شوند. بسته به اینکه شما چه انتظاری از آن سیستم دارید خروجی آن معلوم می‌شود. ورودی‌های سیستم هم محرک‌های آن خواهند بود. بیایید استراتژی‌های کنترل بهتری در زندگی پیدا کنیم.


[۱] سوره جاثیه آیه ۱۳ و سوره لقمان آیه ۲۰؛ در مورد زمین سوره حج آیه ۶۵.

[۲] Control System

[3] Controller

[4] Strategy Control

[5] Actuator

[6] Sensor

[7] Manual

[8] Automatic

[9] Uncertainty

[10] Observable

[11] Output

[12] Estimator

[13] Observer

[14] Noise

[15] Controllable

[16] Input

[17] Disturbances

[18] Sequential Control

[19] Process Control

[20] Optimal Control

[21] Non-Linear Control

[22] Robust Control

[23] Adaptive Control

[24] Digital Control

[25] Multi-Variable Control

[26] Linear Control

[27] Modern Control

[28] Intelligent Control

[29] Soft Computing

[30] Neural Network

[31] Fuzzy Control

[32] Genetic Algorithm

دین و سیاست

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۰

سلام

و ما محمد إلا رسول
محمد (ص) فقط فرستاده خداست

قد خلت من قبله الرسل
پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند

أفإن مات أو قتل
آیا اگر او بمیرد یا کشته شود،

انقلبتم على أعقابکم
شما به عقب برمی‌گردید؟
(و اسلام را رها کرده به دوران جاهلیّت و کفر بازگشت خواهید نمود؟)

و من ینقلب على عقبیه
و هر کس به عقب باز گردد

فلن یضر اللـه شیئا
هرگز به خدا ضرری نمی‌زند

و سیجزی اللـه الشاکرین
و خداوند به‌زودی شاکران (و استقامت‌کنندگان) را پاداش خواهد داد.

(سوره آل‌عمران آیه ۱۴۴)
*

این به عقب بازگشتن‌شان،
این جاهل‌شدن و این کافرشدن‌شان،
این نبود که چیزی از نماز و روزه‌شان در همان روز اول کم کند.

همه دین‌شان به‌ظاهر سر جای‌ش بود و به عقب بازگشتند،
نمازشان بود و جاهل شدند،
روزه‌شان بود و کافر شدند.

تنها اتفاقی که افتاد
«شعارشان» عوض شد.
با عوض‌شدن ولی، حاکم و حَکَم
کافر شدند؛
حتی آنها که ساکت ماندند.

اللهم اهدنا من عندک

محرم اسرار

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۰

سلام

أم حَسبتم أن تترکوا
آیا گمان کردید که (به حال خود) رها می‌شوید

و لما یعلم الله الذین جاهدوا منکم
و لم یتّخذوا من دون الله و لارسوله و لاالمؤمنین ولیجة

درحالی‌که هنوز کسانی‌که از شما جهاد کردند
و غیر از خدا و رسول‌ش و مؤمنان را محرم اسرار خویش انتخاب ننمودند
(از دیگران) مشخصّ نشده‌اند؟!
(باید آزمون شوید و صفوف از هم جدا گردد)

و الله خبیر بما تعملون
و خداوند به آنچه عمل می‌کنید آگاه است!
*
(سوره توبه آیه ۱۶)

یا زهرا(س)

بی او چه می‌شود غم تنهایی علی‌؟

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۰

سلام بر حقیقت لیله قدر

بانوی کائنات چرا آه می‌کشد؟
سیمای زخمی‌اش به رخ ماه می‌کشد؟

بی او چه می‌شود غم تنهایی علی؟
بانو برو که جور تو را چاه می‌کشد…

شعر از :جواد ق.
یا زهرا(س)

زمزمه‌های دل‌نواز – ۶

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۰

سلام

«اللهم انّی أسئلک بحق محمد و آل‌محمد علیک
صلّ علی محمد و آل‌محمد


و اجعل النور فی بصری
قرار ده روشنایی در دیده‌ام

و البصیره فی دینی

و بینایی در دین‌م

و الیقین فی قلبی

و یقین در دل‌م

و الإخلاص فی عملی

و اخلاص در عمل‌م

و السلامه فی نفسی

و سلامتی در جان‌م

و السّعه فی رزقی

و گشایش در روزی‌ام

و الشّکر لک ابدا ما ابقیتنی
و همیشه تا زنده‌ام داری، سپاس‌گزارت باشم.»
*

تعقیب مشترک نماز صبح و مغرب

یا زهرا(س)

برچسب‌ها: ,

تعمیم

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۰

سلام

اتفاق جالبی است وقتی یه نفر از سینما در می‌آد و می‌گه
«فلان‌جای فیلم همه فکر می‌کردند بهمان‌جور می‌شه
ولی یه‌جور دیگه شد.»

حالا مستقل از فیلم و نظر و اینها،
این برام جالب‌ه که چه‌طور بدون اینکه
هیچ بازخورد واقعی از نظر «همه» داشته باشیم
نسبت به چند و چون‌ش ادعا می‌کنیم.
اغلب ما هم فرصت و حوصله و انگیزه و موقعیت
برای چک‌کردن درستی خیلی از حرف‌هامون نداریم.

نه که با «همه» بعد فیلم صحبت نمی‌کنیم،
بلکه با همون دور و بری‌هامون هم لزوماً چک نمی‌کنیم
که مثلاً من این‌طوری فکر می‌کردم و غافل‌گیر شدم،‌
شما هم آره؟
دو تا سایتی، وب‌لاگی ببینیم، نظر بدیم و بخونیم.

اصلاً مگه ما توی چند تا گروه و شبکه اجتماعی عضو هستیم؟
مگه با چند تا آدم متخصص اطراف‌مون ارتباط داریم؟
تازه همین آدم که چنین ابراز نظری می‌کنه جزو آدم‌های خاص‌ه.
باز هم چیزی رو که به‌ش رسیده بیان می‌کنه
و احتمالاً نظر یکی دو نفر رو می‌پرسه
و خواه‌ناخواه کمی تأثیر جادوی سینما رو فیلتر می‌کنه.

شاید اغلب مردم بدون اینکه بعد از یه هم‌چین هیپنوتیزمی
تحلیل و تبادل نظری بکنند،
ناخواسته تأثیرات خیر و شر سحر هنر روی‌شان نقش می‌بنده.

البته این یه خورده‌رفتار ساده است که طرف هم
نسبت به‌ش تعصبی نداره.
همین‌که به‌ش بگی «از کجا معلوم همه مثل شما غافل‌گیر شده باشند،
مگه شما از کسی چیزی پرسیده‌اید؟»
خودش حرف‌ش رو پس می‌گیره.

منتها وقتی این ادعا برای آدم عادی بشه و کسی هم به‌ش تلنگر نزنه،
آدم می‌شه مردم‌شناس درس‌نخوانده تجربه‌نکرده.

یا علی

هیچ و پوچ

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۰

سلام

یک دلیلی که دوست دارم همیشه «استقلالی» بمونم
و تیکه کلام تمسخرآمیزم «لنگی» باشه
این‌ه که یادم بمونه
دنیا جایی‌ه که اهالی‌ش برای هیچ و پوچ سکته می‌کنند.

یا علی

برچسب‌ها: , , ,

تخصص حضرت هادی

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۰

سلام

وقتی خدا خواست
که به‌طور غیرمعمول
توجهی به وجود نازنین حضرت هادی -علیه السلام- کنم،
به این فکر افتادم که چرا می‌گن
توسل به ایشون در امر ازدواج کارسازه.
شاید به‌خاطر تجربه بی‌نظیرشون
در امر ازدواج فرزند بزرگ‌وارشون حضرت عسکری -علیه السلام-.

یا حضرت هادی مددی

کلان‌شهر

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۰

سلام

زندگی در یک کلان‌شهر
یعنی در یک روز تعطیل،
از ۷ صبح تا ۱۱ونیم شب،
برای رفتن به شش هفت جای مختلف
حدود ۹۵ کیلومتر راه بری…

پیدا کنید بنزین مصرفی را.

یا علی از تو مدد

برچسب‌ها: ,

دل‌واپسی

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۰

سلام

«… پس از اتمام این سخنان
حضرت زهرا(س) به خانه بازگشت.
در روایت آمده است:

ثم انکفأت –علیهاالسلام-
سپس حضرت زهرا به خانه بازگشت

و أمیرالمؤمنین –علیه‌السلام- یتوقع رجوعها الیه
درحالی‌که امیرالمؤمنین انتظار بازگشت او را می‌کشید

و یتطلّع طلوعها علیه
و چشم به راه حضرت بود.
*

تطلع یعنی سر کشیدن؛
یعنی حضرت علی(ع) دائماً از در خانه سر می‌کشید
تا ببیند زهرا(س) کی می‌آید.
یعنی دل‌واپس بود.

شاید هم نگران بود که نکند این جماعت
دوباره
صدمه‌ای به زهرا(س) بزنند…»

از صفحات پایانی کتاب «بحثی کوتاه پیرامون خطبه حضرت زهرا(س)»
برگرفته از مباحث حاج آقا مجتبی تهرانی

یا زهرا

آه سوزان على در کنار قبر زهرا

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۸ فروردین ۱۳۹۰

سلام

این پست کلاً کپی یکی از مطالب نشریه دانش‌کده است که کش رفتم. خدا خیرشون دهاد.
- – - – - -

«سلام و درود بر تو اى رسول خدا
از سوى خودم و از سوى دخترت (زهرا)
که هم اکنون در جوار تو فرود آمده و به‌سرعت به تو ملحق شده است.

اى رسول خدا!
از فراق دختر برگزیده و پاک‌ت پیمانه صبرم لبریز شده
و طاقت‌ام از دست رفته است.
هرچند پس از روبه‌روشدن با غم بزرگ فراق و مصیبت دردناک تو،
این مصیبت براى من قابل تحمّل شده است.

(فراموش نمى‌کنم) من تو را با دست خود در میان قبر نهادم
و هنگام رحلت‌ت، روح تو در میان گلو و سینه من روان شد.
(فـَ (إِنَّا لِلّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ)؛
ما از خداییم و به‌سوى او باز مى‌گردیم.

(اى رسول خدا)
امانتى که به من سپرده بودى هم‌اکنون باز پس داده شد
و گروگانى که نزد من بود گرفته شد.
ولى اندوه‌م جاودانى است و شب‌های‌م هم‌راه بی‌دارى و بى‌قرارى.
تا آن زمان که خداوند منزل‌گاهى را که تو در آن اقامت گزیده‌اى
برای‌م برگزیند (و به تو ملحق شوم).

(اى رسول خدا)
به‌زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امّت تو
در ستم‌کردن به وى دست به دست هم داده بودند.
سرگذشت دردناک او را بى‌پرده از او بپرس
و خبر این حوادث را از وى بگیر.
این حوادث دردناک در زمانى رخ داد که هنوز
مدّت زیادى از رحلت تو نگذشته و یادت فراموش نگشته بود.
درود خدا بر شما هر دو باد، درود و سلام وداع‌کننده؛
نه سلام (و وداع) ناخشنود خسته‌دل.
اگر از کنار قبرت باز گردم به سبب ملالت نیست
و اگر اقامت گزینم و گریه و زارى سر دهم
هرگز به جهت سوءظن به وعده نیک خداوند در مورد صابران و شکیبایان نمى‌باشد.»

(نهج البلاغه خطبه ۲۰۲)
*

«امام(علیه السلام)
این سخنان پرسوز و گداز را هنگامى مى‌گوید
که جسم پاک زهراى مرضیه(علیها السلام) را
با دست خود
در قبر مى گذارد.

سخنانى که از یک سو دلیل بر عظمت بانوى اسلام
فاطمه زهرا(علیها السلام)
و از سوى دیگر نشانه شدت ناراحتى على(علیه السلام)
از فراق جانگداز اوست.
*   *

السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللّهِ عَنِّی، وَ عَنِ ابْنَتِکَ النَّازِلَةِ فِی جِوَارِکَ، وَالسَّرِیعَةِ اللِّحَاقِ بِکَ، قَلَّ، یَا رَسُولَ اللّهِ، عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرِی، وَرَقَّ عَنْهَا تَجَلُّدِی، إِلاَّ أَنَّ فِی التَّأَسِّی لِی بِعَظِیمِ فُرْقَتِکَ، وَ فَادِحِ مُصِیبَتِکَ، مَوْضِعَ تَعَزٍّ، فَلَقَدْ وَسَّدْتُکَ فِی مَلْحُودَةِ قَبْرِکَ، وَ فَاضَتْ بَیْنَ نَحْرِی وَ صَدْرِی نَفْسُکَ، فـَ (إِنَّا لِلّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ!) فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِیعَةُ، وَ أُخِذَتِ الرَّهیِنَةُ! أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ، وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ، إلَى أَنْ یَخْتَارَ اللّهُ لِی دَارَکَ الَّتی أَنْتَ بِهَا مُقِیمٌ. وَ سَتُنَبِّئُکَ ابْنَتُکَ بتَضَافُرِ أُمَّتِکَ عَلَى هَضْمِهَا، فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ، وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ; هذَا وَ لَمْ یَطُلِ الْعَهْدُ، وَ لَمْ یَخْلُ مِنْکَ الذِّکْرُ، وَالسَّلاَمُ عَلَیْکُمَا سَلاَمَ مُوَدِّع، لاَ قَال وَ لاَ سَئِم، فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلاَ عَنْ مَلاَلَة، وَ إِنْ أُقِمْ فَلاَ عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللّهُ الصَّابِرِینَ.

یا علی

- – - – - -
+ مردی که صبرش تمام شده بود.

فاطمیه اول

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۳۹۰

سلام

«…ما یک سپر برای جهازش فروختیم
چیزی نبود تا که بمیرد به پای من
…»
*

فاطمیه اول رو ما
از ۱۱ جمادی الاول تا ۲۰ام ماه می‌گیریم!
به حساب تقویم رسمی
و اعلام ستاد استهلال رهبری
و سایت آقای سیستانی
روز جمعه ۲۶ فروردین ابتدای دهه دوم جمادی الاولی است.

اینکه در دهه و ایامی که به‌نام حضرت زهرا(س) است
یا متعلق به بقیه حضرات معصومین(ع) می‌باشد
چه باید بکنیم و نکنیم برای حقیر روشن نیست.

قاعدتاً منابع مکتوب ما کتبی از جنس «المراقبات» آمیزجوادآقا
- که هنوز توفیق خواندن‌ش دست نداده-
و مفاتیح است.
ازطرفی هم آداب و رسوم مجالسی که دیده‌ایم و شرکت کرده‌ایم.
به‌هر حال این منابع هم اختلافاتی با هم دارند
که عمل به هرکدام‌شان مأجور است.
فقط گاهی، بعضی، تعصباتی به‌خرج می‌دهند.
مثلاً در مورد ایام فاطمیه(س) می‌گن نه،
فلان وقت نیست و بهمان وقت‌ه و شما حق ندارید مثلاً خارج اون سیاه بپوشید!
حالا منظور طرف از خارج فاطمیه، فردای شهادت به روایت ۹۵ روز ه!

بیش‌تر هدف‌م این بود که به بهانه اسم وب‌لاگ که دهه است،
تلنگری درباره خود دهه بزنم.
اگر خدا خواست شاید باز هم مطلب این‌طوری بذارم.
*   *

هرچه که هست
فاطمیه اول برای من مثل شب ۱۹ام ماه مبارک می‌مونه.
یه غربت و بکری توش هست که با فاطمیه دوم (شب ۲۱ام و ۲۳ام) فرق می‌کنه.
شاید یه آمادگی به آدم می‌ده.
*   *   *

این صحبت رو آقای خامنه‌ای ۲۰ سال پیش فرموده‌اند.
بنده همین یکی دو پاراگراف‌ش رو خوانده‌ام،
البته به‌واسطه ابتلای‌مان در مراسم دانش‌گاه.
هرچند که با سلیقه و سنت بنده و اطرافیان زیاد جور درنمی‌آد،
ولی خواندن و تأمل‌ش خالی از لطف نیست.

«…
عزادارى لزوماً روضه‏‌خوانى و سینه‏‌زنى نیست‏

مسأله‏ دیگر، مسأله‏ روضه‏‌هاست.
روضه‏‌خوانى و سینه‏‌زنى باید باشد؛ اما نه در هر عزایى.
این را بدانید که روضه‌خواندن و گریه‌کردن -آن سنت سنیه- مربوط به همه‏ ائمه نیست؛
متعلق به بعضى از ائمه است.
حالا یک وقت در جمع و مجلسى کسى روضه‏‌اى می‌خواند،
عده‏‌اى دل‌شان نرم می‌شود و گریه می‌کنند؛ این عیبى ندارد.
اصلاً عزادارى‌کردن یک حرف است، روضه‏‌خوانى و سینه‏‌زنى راه‌انداختن یک حرف دیگر است.
روضه‏‌خوانى و سینه‏‌زنى راه‌انداختن، مخصوص امام حسین است؛
حداکثر مربوط به بعضى از ائمه است؛ آن هم نه به این وسعت.
مثلاً در شب و روز تاسوعا و عاشورا به‌خصوص،
در شب و روز بیست‏‌ویکم ماه رمضان،
سینه‏‌زنى و عزادارى و برپایى جلسات خوب است؛
ولى مثلاً در مورد حضرت موسى‏‌بن جعفر (علیه‏‌السّلام)
-با این‏که وفات آن بزرگ‌وار از وفات‌هاى داراى روضه‏‌خوانى است-
من لزومى نمى‏‌بینم که سینه‏‌زنى بشود؛
یا مثلاً در سال‌گرد شهادت حضرت زهرا (سلام‏‌اللَّه‏‌علیها) مناسبتى ندارد که ما بیاییم نوحه‏‌خوانى و سینه‏‌زنى کنیم؛

بهتر این است که در آن موارد، شرح مصایب‌شان گفته بشود.
شرح مصایب گریه‏‌آور است.

من خودم الآن در ایام ماه محرّم که نمى‏‌توانم روضه بروم،
چون آن احساس و عشقى که در دل هر شیعه هست و دل‌ش مى‏‌خواهد در عزادارى شرکت کند،
لذا من این را با خواندن «نفس‏‌المهموم» حاج شیخ عباس قمى
-که یک کتاب عربى است- اشباع مى‏‌کنم؛
این خودش گریه‏‌آور است و براى من کار چند نفر روضه‏‌خوان را مى‏‌کند.

حتماً لازم نیست که عزادارى به همان شکل سنتىِ روضه‏‌خوانى باشد
که اول‌ش چیزى مى‏‌خوانند و بعد هم احیاناً آخرش دمى مى‏‌گیرند و سینه‏‌اى مى‏‌زنند؛
نه،
شرح حال را بیان کنید؛
مثلاً یک نفر با بیان خوب و لحن محزونى، وضع زندان رفتن حضرت موسى‏‌بن‏‌جعفر را بیان کند؛
حوادث تلخ زندان را بیان کند؛
بعد شهادت حضرت را بیان کند؛
بعد مراسم تشییع را بیان کند؛
در این صورت هر کس که آن‏جا نشسته باشد دل‌ش نرم مى‏‌شود.
…»

یا زینب کبری(س)؛ مددی بر اقامه عزای مادرتان

- – - – - -
+ (شنبه ۲۷ فروردین ۹۰؛ ساعت ۴۲ دقیقه بامداد) یادم افتاد که شاید از حدود ۱۵ سال پیش که حقیر یادم می‌آد، قالب‌های مراسم فاطمیه دوم بیت رهبری مثل محرم‌ش بوده؛ سخن‌رانی و عزاداری.

هرچی

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۳۹۰

سلام

اینکه آدم با خیال راحت بره مهمونی
و هرچی بخواد بخوره،
صبح برای نماز خواب‌موندن رو هم داره.

اینکه آدم با خیال راحت بره مهمونی
و هرچی بخواد بگه و بشنوه
بی‌خوابی شب و حواس‌پرتی نماز صبح رو هم داره.

خدا خودش رهای‌مان نکناد

- – - – - -
+ دارد می‌آید و دریغ از اندکی آمادگی. دخیل ای جناب زینت پدر؛ یاری‌مان کن بر اقامه‌ی عزای مادر…

آقا مجید

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۰ فروردین ۱۳۹۰

سلام

خدا رحمت‌شان کناد.
بسیار متأثر و متأسف شدم از شنیدن خبرش در جهادی.
دوست هم نداشتم باورم کنم.
وقتی هم برگشتم جرأت نداشتم از دائی بزرگ‌وار بپرسم.
خدا را شکر بر اینکه اگر عاشق نبودیم و نیستیم،
لااقل عشاق این چنینی رو تو زندگی‌مون از دور دیده‌ایم.
*

وقتی تو اوج مداحی می‌دیدی صدا قطع شد
و یک نوای جان‌سوز از بین جمعیت بلند می‌شد
می‌فهمیدی آقا مجید اومده.
اصلاً آدم نمی‌دونست شعرها رو چه‌جور انتخاب می‌کنه
و با چه عشق و انرژی می‌خونه؛
با اون صدای زیر رسای گیراش.
انگار برای کلمه کلمه شعرش معادل «زبان بدن» داشت.
کلمه کلمه شعرش به جان‌ت می‌نشست و تا مدتی
خواه ناخواه ورد زبان‌ت می‌شد.
*   *

مرام‌شان مرام رفاقتی تیر بود.
در یک کلام به‌نظرم مرام‌شان «میدانی» بود.
نمی‌دونم با هم چه سر و سری داشتند،
ولی اغلب باید بعد تمام‌شدن هیئت منتظر آمدن‌شان می‌بودی.
با آن برنامه مفصل و سنگین
وقتی می‌آمد که شاید دعای آخر را هم خوانده بودند،
اما اگر شروع می‌کرد میخ‌کوب‌ت می‌کرد و می‌نشاندت؛
بی‌خیال آخرین ساعت مترو و معطلی تاکسی نیمه شب.
دم همه‌شان گرم.
*   *   *

همه خاطرات آقا مجید یک طرف و
خاطرات مشهد، شادتوس، روبروی صحن کهنه یک طرف.
چه فضایی و چه مدایحی.
آن شعری که گنبد و مناره بارگاه حضرت را به شمع تشبیه می‌کند…
*   *   *   *

همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دل‌م نشستی

همه آهوان صحرا سر خود گرفته بر کف
به امید آنکه روزی تو شکارشان نمایی
*   *   *   *   *

به‌قول پدر بزرگ‌وار
هیچ جا جلسه‌ها و هیئت‌های تهران را ندارد.
حالا من فکر می‌کنم برای هرکسی
محله و برنامه‌های شهر خودش این‌طوری است.
یعنی مثلاً اگه عاشورا یه شهر دیگه باشه
دل‌ش برای محل خودشون تنگ می‌شه.
برای ما هم آقا مجیدهای سیب‌سرخی زنده می‌مانند
تا ذکر یا حسین و یا زهرا بر لب و دل‌مان باشد.
که با این جلسات و منبرها و نواها رشد کرده‌ایم.
*   *   *   *   *   *

خدایا
آخرین کلام ما در این عالم
و اولین کلام ما در اون عالم
نام مقدس حسین(ع) قرار بده.

یا زهرا(س)

غیبت

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۰

سلام

بی تو دل‌گیر است عصر جمعه‌ها
بوی نرگس می‌دهد پس‌کوچه‌های شهر ما

از کلاس عمرمان یک جمعه دیگر گذشت
باز غیبت خورد پای اسم زیبای شما

یا ربیع الأنام

برچسب‌ها:

محمدعلی

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۳۹۰

سلام

«محمدعلی» مردشان بود؛ سوم دبستان.
پدرش سال شش‌ام زندان‌ش بود.
دلیل‌ش هرچه بود ناموسی بود.
چیزی شبیه اینکه مزاحم دخترش را لت و پار کرده باشد
و حالا لنگ رضایت آنها بماند.
پدرش مردی بود برای خودش.
با اینکه درس نخوانده بود و حرفه‌ای کار نکرده بود
اما خودش تجربی اوستا بوده.
یعنی من عجم از صحبت‌های مادربزرگ دراجه‌ای زبان محمدعلی این‌طور فهمیدم ها.
دراجه رو هم اگه درست فهمیده باشم و نوشته باشم‌ش
لهجه غیرفصیح عربی است که توی‌ش پر است از «گچ‌پژ»!
خلاصه مادربزرگ بیوه‌ی جنگ‌زده‌ی
کوچ‌کرده از «خرم‌شهر»ِ ساکن «رُگبه» حوالی «شادگان»
مانده
و هفت هشت نوه از جنس دختر
و یک نوه از جنس پسر که همین محمدعلی باشد.
واقعاً هم مرد بود، هر چند کمی لوس‌ش کرده بودند.

اینها رو گفتم که بگم چه‌قدر سخت است
روزها کنارشان باشی و خودت را از کنارشان کنار بکشی.
چه‌قدر سخت است وقت دهانه برای‌ت حلوا و پنیر و گوجه می‌آورند،
وقتی حدس می‌زنی وضع‌شان چه‌جور می‌گذره.
و چه‌قدر سخت‌تر وقتی روز آخر اشک پیرزن را ببینی
که چرا وقتی روز عید رفته بازار نتوانسته چیزی بخرد
که روز بعدش برای‌مان چیزی بپزد.
چه‌قدر سخت است که با محمدعلی مردانه و خشک برخورد کنی
وقتی از هدیه ناچیز شب عید، همان چند قلم لوازم‌التحریر، ازت تشکر می‌کنه،
که مبادا وقت خداحافظی غمی به دل‌ش بیاید.
(+)

چه‌قدر سخت است زندگی نکبت‌وار مردمانی
که از سر شکم‌سیری ایام عید ترش می‌کنند و پرخواب می‌شوند.
چه‌قدر خوب است جهاد و جهادی زیستن.

سال جهاد مبارک

خدا می‌خواست زنده بمانی

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۳۹۰

سلام

بهانه‌های مختلفی تا حالا بوده
که از «صیاد» بیش‌تر بدانم.
اما هیچ‌وقت برام این‌قدر پررنگ نشده بود.
کتاب «خدا می‌خواست زنده بمانی» پدیده جالبی بود،
از جهت اینکه «از چشم» آدم‌های متعددی (شاید حدود ۳۰ نفر)
زوایای مختلف زندگی‌شون با حداقل دخل و تصرف نقل شده.
*

«
… ما را که دیدند گفتند:
«چند وقت است که از امیرم دور شده‌ام.
دل‌م برای‌ش تنگ شده.» …
مشهدی‌ها رسم دارند صبح روز بعد دفن می‌روند سر خاک.
من و آقای آهی و آقای محمودی … صبح زود رفتیم حرم امام
و نماز صبح را به جماعت خواندیم. بعد رفتیم سر خاک.
آنجا که رسیدیم، دیدیم رفت و آمد هست
و انگار کسی زودتر از ما آمده…
آقا بودند؛ آقای خامنه‌ای.
»

خدا رو شکر بر این عید که در کنار صیاد گذشت

زمزمه‌های دل‌نواز – ۵

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۳۹۰

سلام


یا من یُسمى بالغفور الرَّحیم
یا من یُسمى بالغفور الرَّحیم
یا من یُسمى بالغفور الرَّحیم

اى آنکه به آمرزنده و مهربان نامیده شوى

صل على محمد و آل محمد
و اقبل توبتی

و توبه‏ام را بپذیر

و زک عملی
و عمل‌م را پاک کن

و اشکر سعیی
و از کوشش‌م قدردانى فرما

و ارحم ضراعتی
و به‏ زارى‏ام رحم کن

و لاتحجب صوتی
و صدای‌م را در پرده قرار مده

و لاتخیب مسألتی
و درخواست‌م را ناامید مکن

یا غوث المستغیثین
اى فریادرس دادخواهان

از دعای بعد از زیارت مولا ابالحسن علی بن موسی الرضا؛ ترجمه حاج آقا حسین انصاریان

یا امام الرئوف

برچسب‌ها:

شبکه آدم‌های جهادی

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۱ فروردین ۱۳۹۰

سلام

در زیبایی دنیای اردوهای جهادی همین بس
که شب عید و در کنار بساط فلافل
یه آدم آشنا رو ببینی که داره جعبه رنگ‌ها رو می‌بره.
و وقتی هم پی‌ش رو می‌گیری
می‌رسی به یه جهادی عجیب
که به دلایلی اسم‌ش رو گذاشته‌اند اردوی سازندگی.
خرج رسیدن به‌شون یه هم‌آهنگی ساعت بود و آژانس‌گرفتن.
اون‌جا هم بشینی تا ۱ و ۲ نصف شب از این در و اون در بگی و بشنوی.
از هفته شهدا گرفته تا جهادی مفید پایین تا امیرکبیر و بقیه جاها.

خلاصه احساس خوبی به آدم دست می‌ده
از اینکه این شبکه آدم‌های جهادی
کل کشور رو می‌گیرن
و با یه ارتباط ساده می‌تونی آمار همه‌شون رو بگیری.
خدا رو شکر

ان‌شاءالله خودش رحمت و مغفرت‌ش رو بر همه نازل کنه

برچسب‌ها:

شادگانی

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۸۹

سلام

اینکه ماه‌های سال ۱۲تاست
و اینکه آخرین‌ش و گل سرسبدش اسفند است،
نعمتی است شایان.
خدا را شکر
*

در اسفند اسراری است و خاطراتی
که هر برگ‌ش احیاگر زندگی‌م بوده و هست.
از هفته‌های شهدا بگیر تا دعوت‌های امام رضا(ع)؛
از راهیان نور تا جهادی.
*   *

می‌دانم که آن رب العالمین،
حتی به بندگان نابکار ناچیز هم ربوبیت دارد.
و این را هم که حکمت‌ش فوق تدبیر آدمی است.
لذا این فقره رو هم به چشم امید می‌بینم؛
که من را هوایی ایلام کند،
و محمود و حسن و رفقای علیرضا را راهی هلیلان،
و رفقای یزد را با بچه‌های مشهد بفرستد ایذه،
که البته از ایذه بروند آنجایی که اسم‌ش رو فراموش کردم.
درنهایت روزی آدم بشود شادگان عرب‌نشین عاشق امام حسین(ع)
که مسیر نجف کربلا را پرمی‌کنند به هر مناسبتی.
*   *   *

«انما سیاحت امتی الجهاد فی سبیل الله»
خدایا ما را زنده‌بدار به ایمان و عمل صالح و تواصی به حق و صبر.
و بمیران بر سلامت دین.

یا علی

برچسب‌ها: ,

درخت جاودانی و مُلک بی‌بلا

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۸۹

سلام

شیطان آدم را به چه وسوسه می‌کند؟ سوره طه را ببینیم.
- – - – - -

و لقد عهدنا إلى آدم من قبل فنسی و لم نجد له عزماً ﴿١١۵﴾
پیش از این، از آدم پیمان گرفته بودیم؛
امّا او فراموش کرد؛ و عزم استواری برای او نیافتیم!

و إذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا إلا إبلیس أبى ﴿١١۶﴾
و به یاد آور هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!»
همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد (و سجده نکرد)!

فقلنا یا آدم إنّ هـذا عدوٌ لک و لزوجک فلا یخرجنکما من الجنة فتشقى ﴿١١٧﴾
پس گفتیم: «ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و (دشمن) هم‌سر توست!
مبادا شما را از بهشت بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد!

إنّ لک ألا تجوع فیها و لاتعرى ﴿١١٨﴾
(امّا تو در بهشت راحت هستی! و مزیّت‌ش) برای تو این است که
در آن گرسنه و برهنه نخواهی شد؛

و أنک لاتظمأ فیها و لاتضحى ﴿١١٩﴾
و در آن تشنه نمی‌شوی، و حرارت آفتاب آزارت نمی‌دهد!»

فوسوس إلیه الشیطان
قال یا آدم هل أدلّک على شجرة الخلد و ملک لایبلى ﴿١٢٠﴾
ولی شیطان او را وسوسه کرد و گفت:
«ای آدم! آیا می‌خواهی تو را به درخت زندگی جاوید، و ملکی بی‌زوال(۱) راه‌نمایی کنم؟!»

فأکلا منها فبدت لهما سوآتهما و طفقا یخصفان علیهِما من ورق الجنّة
و عصى آدم ربّه فغوى ﴿١٢١﴾

سرانجام هر دو از آن خوردند، (و لباس بهشتی‌شان فرو ریخت،)
و عورت‌شان آشکار گشت و برای پوشاندن خود،
از برگ‌های (درختان) بهشتی جامه دوختند!
(آری) آدم پروردگارش را نافرمانی کرد، و از پاداش او محروم شد!
*

(۱) آقای مکارم «ملک لایبلی» را «ملک بی‌زوال» ترجمه فرموده‌اند.
این جاودانگی از «الخلد» بر می‌آید.
بد نیست این را «ملک بی‌بلا» بگوییم.
سرزمین بدون بلا و رنج و امتحان.
*   *

این وسوسه چیزی فراتر از یک عمل لحظه‌ای است.
بیش‌تر اشاره به یک روش زندگی دارد.
روشی که در آن
انسان
در این دنیا
دنبال جاودانگی و آسودگی مطلق است.
*   *   *

این رو از باب بحثی که در قطار برگشت مشهد کردیم گفتم.
اینکه علم دینی چیست.
عرض کردم که محتوا و هدف آن متفاوت است.
اصلاً دنبال آسایش نیست.
هرچند که ممکن است آسایش را هم به دنبال بیاورد یا نه.
البته بیش‌تر فضای رشته‌های فنی بود.
*   *   *   *

خوب است یادآوری تفاوت «آسایش» و «آرامش»
در ادبیات دینی و تجربه‌های زندگی خودمان.

یا علی

زمزمه‌های دل‌نواز – ۴

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۹ اسفند ۱۳۸۹

سلام

«اللهم صل على محمد و آله

و لاتَرفَعنی فی الناس درجهً إلا حططتنی عند نفسی مثلها
و من را در میان مردم به درجه و مقامی سرفراز مفرما
جز آن که پیش نفس‌م مانند آن پست نمایی

و لاتحدث لی عزاً ظاهراً إلا أحدثت لی ذلهً باطنهً عند نفسی بقدرها
و ارجمندی آشکارا برای‌م پدید میاور
جز آن که به همان اندازه پیش نفس‌م برای من خواری پنهانی پدید آوری»

از دعای مکارم اخلاق
*

امیرالمؤمنین -علیه السلام- هنگام وفات‌ش در وصیت خود فرمود:
بر تو باد به تواضع، زیرا فروتنی از بزرگ‌ترین عبادات و بندگی است.

یا امام رضا

کف خواسته‌ها

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۸۹

سلام

وقتی با امام حسین(ع) طرف می‌شیم
باس بدونیم که کف خواسته‌هامون عاقبت بخیری‌ه.

اللهم ما بنا من نعمت فمنک

برچسب‌ها: ,

هفته شهدای ۸۹ + زمزمه‌های دل‌نواز ۳

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۸ اسفند ۱۳۸۹

سلام

این پست درواقع دو تا پست‌ه که چون چند روز نیستم با هم می‌ذارم‌شون.
- – - – - -

ما از هفته شهدا می‌آموزیم
که
خدا نزدیک‌تر از آن است که فکر می‌کردیم.
و جنگ و جهاد و مبارزه برای خدا
ام‌روز در جبهه هوای نفس و وساوس شیطان است.

و مردان مردی هستند اهل این جنگ
هم‌این ام‌روز.
پای شهدا که وسط بیاید،
پشت پا می‌زنند به همه آن‌چه به بهانه‌ش جهنمی می‌شویم.

ما از هفته شهدا می‌آموزیم که
هنوز هم
«عده‌ای از مؤمنین،
مردانه،
بر سر عهد خود با خدای‌شان صادقانه ایستادند و ایستاده‌اند.(۱)»
این ماییم که ول‌معطل‌ایم

یا رب

- – - – - -
(۱): برگرفته از آیه ۲۳ام سوره ۳۳ام

*   *   *

سلام

«اشهد انک تشهد مقامی
و تسمع کلامی
و ترد سلامی»
*

می‌بریم که مقام‌ت را ببینم،
کلام‌ت را بشنوم،
سلام‌ت را حس کنم؛
نزدیک‌تر و قوی‌تر از این‌جا.

ردم نکن…

یا امام رضا

خیالات گذشته

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۷ اسفند ۱۳۸۹

سلام

نباید فکر کنید که همیشه این‌طور بوده‌ام؛
روزهایی بوده که حتی فکر می‌کردم آدم خوبی هستم.

الهی لاتکلنی الی نفسی طرفه عین ابداً

زمزمه‌های دل‌نواز – ۲

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۵ اسفند ۱۳۸۹

سلام

از دعای عرفه امام حسین -علیه السلام- با کمک از دعای عرفه منشور جاویدان توحید
- – - – - -

«… لم تخرجنی لرأفتک بی ولطفک لی و احسانک الیّ
فی دولة ائمة الکفر
الّذین نقضوا عهدک و کذّبوا رسلک
لکنّک اخرجتنی للّذی سبق لی من الهدی…
»

بارالها!
از نشانه‌های لطف و احسان تو بر من اینکه
مرا
در فضای حکومت سردم‌داران کفر و شرک به دنیا نیاوردی
آنان‌که عهد تو را شکسته و پیام‌بران‌ت را تکذیب کردند
بلکه مرا در عصر هدایت و روزگار معرفت
(توسط پیام‌بر خاتم(ص)) به‌وجود آوردی.

*

«امام حسین(ع) از والاترین نعمت‌های الهی
پرورش در فضای عطرآگین توحیدی و حکومت الهی می‌شمارد.
چرا که یکی از مؤثرترین عوامل تربیتی و تأثیرگذار در شخصیت انسانی
محیط و جامعه‌ای است که در آن گام می‌نهد.

هر فردی که در خانواده‌ای و محیطی سالم به دنیا آمده و پرورش می‌یابد
شایسته است که اوّلاً از خداوند متعال
و ثانیاً از والدین و دست‌اندرکاران و مربیان
و عوامل به‌وجودآورنده چنین جامعه و فضای سالم
سپاس‌گزار و ممنون باشد.
چراکه اگر این بستر مناسب
برای رشد صحیح شخصیت انسان‌ها فراهم نمی‌شد
معلوم نبود که سرنوشت آنان چگونه بوده
و به کجا منتهی می‌گشت.

به‌همین جهت انسان‌های حق‌شناس
هم‌واره از خداوند متعال
و پدر و مادر و مربیان و عواملی که موجب شده‌اند
آنان در فضائی آکنده از کمالات و معنویات رشد یافته
و نفس بکشند
شکرگزاری می‌کنند.»

خدا نعمت‌هاش رو به ناسپاسی از ما نگیره

رگه‌‌‌های وابستگی

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۴ اسفند ۱۳۸۹

سلام

از منشور روحانیت؛ صحیفه‌ی نور؛ ج ۲۱؛ صفحه‌ی ۸۸؛ ۳/۱۲/۶۷
- – - – - -

«(۱) من قبلاً نیز گفته‌ام
همه‌ی توطئه‌های جهان‌خواران علیه ما
از جنگ تحمیلی گرفته تا حصر اقتصادی و غیره
برای این بوده است که ما نگوییم اسلام جواب‌گوی جامعه است
و حتماً در مسایل و اقدامات خود از آنان مجوز بگیریم.

ما نباید غفلت بکنیم؛
واقعاً باید به سمتی حرکت نماییم که
إن‌شاءالله
تمام رگه‌‌‌های وابستگی کشورمان از چنین دنیای متوحشی قطع شود
*

(۱):
«هدف اساسی این است که ما
چگونه می‌خواهیم اصول محکم فقه را در عمل فرد و جامعه پیاده کنیم
و بتوانیم برای معضلات جواب داشته باشیم
و همه‌ی ترس استکبار از همین مسأله است که
فقه و اجتهاد جنبه‌ی عینی و عملی پیدا کند
و قدرت برخورد در مسلمانان به‌وجود آورد.

راستی به چه علت است که در پی اعلام حکم شرعی و اسلامی
مورد اتفاق همه‌ی علما در مورد یک مزدور بی‌گانه (ظاهراً سلمان رشدی)
این‌قدر جهان‌خواران برافروخته شدند
و سران کفر و بازار مشترک و امثال آنان به تکاپو و تلاش مذبوحانه افتاده‌اند؟

غیر از این نیست که سران استکبار
از قدرت برخورد علمی مسلمانان در شناخت
و مبارزه با توطئه‌‌‌های شوم آنان به هراس افتاده‌اند
و اسلام ام‌روز مسلمانان را یک مکتب بالنده و متحرک و پرحماسه می‌دانند
و از اینکه فضای شرارت آنان محدود شده است
و مزدبگیران آنان چون گذشته با اطمینان نمی‌توانند
علیه مقدسات قلم‌فرسایی کنند،
مضطرب شده‌اند.»

اللهم انصر الإسلام و أهله و اخذل الکفر و أهله

زندگی موقت

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۲ اسفند ۱۳۸۹

سلام

«خانم حمیدی برای دیدن پسرش مسعود،
به محل تحصیل او یعنی لندن آمده بود‎.
در آنجا متوجه شد که پسرش با یک هم‌اتاقی دختر به‌نام Vikki ‎زندگی می‌کند.
کاری از دست خانم حمیدی بر نمی‌آمد…

او به رابطه میان آن دو ظنین شده بود
و این موضوع باعث کنج‌کاوی بیشتر او می‌شد.
مسعود که فکر مادرش را خوانده بود گفت:
“من می‌دانم که شما چه فکری می‌کنید،
اما من به شما اطمینان می‌دهم که من و Vikki فقط هم‌اتاقی هستیم‎.”

حدود یک هفته بعد ‎ Vikki پیش مسعود آمد و گفت:
- “از وقتی که مادرت از اینجا رفته، قندان نقره‌ای من گم شده،
تو فکر نمی‌کنی که او قندان را برداشته باشد؟”
- “خب، من شک دارم،
اما برای اطمینان به او ای‌میل خواهم زد‎.”

او در ای‌میل خود نوشت: “مادرعزیزم،
من نمی‌گم که شما قندان را از خانه من برداشتید،
و در ضمن نمی‌گم که شما آن را برنداشتید.
اما در هر صورت واقعیت این است که
قندان از وقتی‌که شما به تهران برگشتید گم شده.
با عشق، مسعود”

روز بعد، مسعود یک ای‌میل به این مضمون از مادرش دریافت نمود:
“پسر عزیزم، من نمی‌گم توبا Vikki رابطه داری!
و درضمن نمی‌گم که تو با او رابطه نداری.
اما در هر صورت واقعیت این است که اگر
او در تخت‌خواب خودش می‌خوابید،
حتماً تا الآن قندان را پیدا کرده بود‎.
با عشق، مامان”
»
*

اول که شرمنده از بی‌عفتی نهفته در داستان.
دوم شرمنده از چرند بودن‌ش.
سوم شرمنده از تکراری بودن‌ش.
اما با وجود حجم مخاطبان این وب‌لاگ فعلاً می‌شه کمی از این مزخرفات هم توش نوشت.
*   *

این داستان رو آوردم که بگم
به‌نظر می‌آد فلسفه وجودی «ازدواج موقت»
برای هم‌چین جاهایی‌ه.
یک زندگی موقت در یک شهر غریبه با تعریف مشخص
که برای هر دو طرف شرایط موقت مناسب و پاکی رو ایجاد می‌کنه.
وقتی به ازدواج موقت به دید کلاه شرعی
برای کثافت‌کاری‌های یک‌شبه نگاه کنیم،
معلوم‌ه که ازش منزجر می‌شیم.
درحالی‌که ازدواج موقت
وسیله‌ای برای تشکیل یک زندگی موقت
-زمان‌دار- ه.
با تمامی تعاریف یک زندگی موقت همراه با مسئولیت، تعادل و سلامت،
که معمولاً هم در یک شهر غریبه پیش می‌آد.

در حد یک تئوری به ذهن‌م رسید و گفتم.

یا حق

عاقبت روشن‌فکری

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۸۹

سلام

«…
و قالوا ما لنا لانرى رجالاً کنا نعدهم من الأشرار﴿۶٢﴾
أتخذناهم سخریاً أم زاغت عنهم الأبصار﴿۶٣﴾
إن ذلک لحق تخاصم أهل النار﴿۶۴﴾
»
سوره ص

آنها می‌گویند:
«چرا مردانی را که ما از اشرار می‌شمردیم
(در اینجا، در آتش دوزخ) نمی‌بینیم؟!
آیا ما آنان را به مسخره گرفتیم یا
(به اندازه‌ای حقیرند که) چشم‌ها آنها را نمی‌بیند؟!
این یک واقعیت است گفتگوهای خصمانه دوزخیان!

… یا مجیر

زمزمه‌های دل‌نواز – ۱

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۳۸۹

سلام

قصد کرده‌ام به‌حول و قوه الهی به‌تناوب گوشه‌های ناب دعاها و مناجات‌ها رو اینجا بذارم. اگر شما هم حال کردید گوشه‌های ناب‌تون رو برام بنویسید.
- – - – - -

« …
پس گریه کن و صورت به خاک گذار و بگو:

اِرْحَمْ مَنْ اَساَّءَ وَاقْتَرَفَ وَاسْتَکانَ وَاَعْتَرَفَ
رحم کن به کسى که بد کرده و دست به گناه زده و درمانده گشته و اعتراف دارد.

پس بگذار طرف راست رو را و بگو:
اِنْ کُنْتُ بِئْسَ الْعَبْدُ فَاَنْتَ نِعْمَ الرَّبُّ
اگر من بد بنده‌اى هستم پس تو خوب پروردگارى هستى.

پس بگذار طرف چپ را و بگو:
عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِکَ فَلْیَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِکَ یا کَریمُ
بزرگ است گناه از بنده‌ات پس باید نیکو باشد گذشت از نزد تو اى بزرگوار
»

ارحم من رأس ماله الرجاء

- – - – - -
+ بخش انتهایی دعا در مسجد زید بن صوحان واقع در کوفه به‌نقل از مفاتیح الجنان.

برچسب‌ها: ,

امام زنده

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۸۹

سلام

«ما یک امام زنده داریم،
امام ما است و زنده است.

وظیفه ایشان است که در تمام لحظات به یاد ما باشد.
زیرا امام است و باید به یاد مأموم‌ش باشد.

اگر ما در هیچ‌یک از لحظات شبانه روزمان به یاد ایشان نباشیم،
عرض ارادت نکنیم،
کوچکی نکنیم،
کرنش نکنیم،
برای ایشان دعا نکنیم،
خیلی بد است.»

یا صاحب الزمان مددی

- – - – - -
از طریق..:: Javedan.ir ::.. –متن سخنرانی جلسه پنجشنبه۸/۷/۸۹(اثرگناه-معنای حضورنزدخداونددرقیامت).

برچسب‌ها: ,

کاریکاتور حامی

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۸۹

سلام

کاریکاتور همیشه یه طرف تلخ داره
و یه طرف امیددهنده.
همین تناقض‌ه که آدم رو منبسط می‌کنه،
بعد آدم زورکی لب‌هاش وا می‌شه
مثلاً به خنده.
که لااقل چند لحظه‌ای فراموش کردم تلخی رو
به امید خیر و خوبی.

تشکر که خندان‌مان کردید.
حمایت‌تان از مردم مصر و تونس بی‌نظیر بود.

یا علی

مشکل چیست

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۱ بهمن ۱۳۸۹

سلام
ببینید خوب قضیه رو گرفتم؟.
عده‌ای که داعیه قانون قانون می‌کردند
- جوری که تو را یاد آیه اول سوره ۶۳ام می‌اندازند –
و می‌کنند
- خدا می‌داند با چه رویی –
برای قانون اول مملکت تعیین تکلیف کردند که باید فراقانونی عمل کند.
بعد هم قضیه تیشه شده و ریشه مملکت.
*
اما اینها نه دشمن‌اند و نه مشکل.
مشکل تعلقات دنیایی و هوای نفس ماست و دشمن‌مان شیطان.
تهدید ما ایمان به طاغوت است که هر آن از نور به‌سمت ظلمات می‌بردمان.
مشکل پول ربوی است، چه بانک‌ش دولتی و خصوصی باشد، چه صهیونیستی.
هرچند کالای صهیونیستی بد است، ولی منشأش فرهنگ صهیونیستی است.
بدتر از خارج‌رفتن، عشق فرهنگ خارجی بودن است.
بدتر از اینترنت و ماه‌واره، وابستگی به اینهاست.
*   *
عده‌ای از مؤمنین، مردانه، بر سر عهد خود با خدای‌شان صادقانه ایستادند و ایستاده‌اند.
(برگرفته از آیه ۲۳ام سوره ۳۳ام)
خدای‌مان به خودمان وانگذاردمان

از شهدا

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۸۹

«بسم الله الرحمن الرحیم

خداوندا، همه چیز تویی و غیر از تو همه هیچ.
خداوندا، تو عزیزی و غیر از تو همه ذلیل.
خداوندا، تو غنی‌ای و غیر از تو همه فقیر…»
*
اینها قسمتی از پیام امام(ره) بوده که ظاهراً در اولین هفته دفاع مقدس بعد جنگ نوشته‌اند.
چند کلمه هم درباره شهدا.

ان‌شاءالله متبرک بشود این دهه به نام و یادشان.
*   *

«شهدا در قهقهه مستانه‌شان و در شادی وصول‌شان
عند ربّهم یرزقون اند
و از نفوس مطمئنه ای هستند
که مورد خطاب فادخلی فی عبادی
و ادخلی جنتی پروردگارند.
اینجا صحبت عشق است و عشق.
و قلم در ترسیم‌ش بر خود می‌شکافد.»

خدا بیامرزدمان

سلام دهه

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۸۹

سلام

بالأخره دردسرهای بلاگ‌ها بهانه‌ای شد که یه جای مستقل دست و پا کنم.

همین‌طوری فکر کردم ببینم اسم‌ش چی باشه،
به دل‌م اومد دهه.
به‌یمن دهه فجر،
و همه دهه‌های مؤثر زندگی،
و قسم‌های سوره فجر.

بعون الله و قوته

برچسب‌ها: ,

سلام دهه

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۸۹

سلام

بالأخره دردسرهای بلاگ‌ها بهانه‌ای شد که یه جای مستقل دست و پا کنم.

همین‌طوری فکر کردم ببینم اسم‌ش چی باشه،
به دل‌م اومد دهه.
به‌یمن دهه فجر،
و همه دهه‌های مؤثر زندگی،
و قسم‌های سوره فجر.

بعون الله و قوته

لحن عادی

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۹ دی ۱۳۸۹

سلام
برای این پست خداحافظی و طلب حلالیت، فکر کردم مناسب‌ترین مطلب این تبادل ای‌میل‌ه. امیدوارم خواندن‌ش براتون مفید باشه.
- – - – - -
Masoud Masih tehrani <masood.masihtehrani@gmail.com>
«خدا رو شکر که این رو از شما می‌شنوم
از خدا می‌خوام که روز به روز عنایت‌ش بر شما و دوستان‌تان فزون شود
البته من جزئیات اون صحبت‌ها رو که یادم نیست.
ولی نکته جالبی فرمودید که برای امروز من درس‌ه.
اینکه آدم باید در قلب‌ش و در بیان‌ش نسبت به مسائل مختلف
ابراز احساسات صحیح داشته باشه،
نوعی تولی و تبری یا امر به معروف و نهی از منکر
خدا به شما خیر، برکت، عزت، عافیت و حسن عاقبت عنایت کناد
یا امیرالمؤمنین»
*
«
… <s…@gmail.com> wrote:
سلام،
ادب و احترام،
بله، مگر می‌شود آن سفر از یاد انسان برود…
یاد آن سفر به‌خیر.
> آقا مسعود، گفتید سفر مشهد،
چیزی در گوش‌م دوباره زنگ زد که روا دیدم مطرح کنم:
در اتوبوس بودیم و چند دقیقه‌ای … در کنار شما … بنشینم و صحبت کنیم.
خارج‌رفتن حقیر مطرح شد و در حین صحبت
شما با لحنی عادی گفتید که وقتی بروی خارج
شاید ارزش‌های‌ت عوض شوند،
و برای مثال گفتید که دوستانی دارید که
رفته‌اند خارج و عکس خلاف اسلام با نامحرمان دارند و…
حقیر آن موقع تعجب کردم
که چرا با لحنی عادی مطلب را بیان کردید، و نه برائت‌جویانه،
اما چون هنوز تجربه غربت را نداشتم سکوت کردم.
حال که بیش از ۳ سال از آن صحبت می‌گذرد،
خواستم بگویم که نمی‌دانید چگونه در پس امواج هول‌ناک و امتحان‌های مختلف
این دوست…تان بیش از پیش دل‌باخته اسلام، شیعه و مکتب اهل بیت شده،
باشد که عامل به آن نیز باشد.
خواستم خبر دهم که حقیر و بسیاری از دوستان این‌جای‌م
از آن‌چه آن دوست‌تان و بسیاری دیگر متخلق به آن شده‌اند تبری و برائت می‌جویند.
خواستم بگویم سجده و شکر که شیعه‌ام…
دل‌م‌ رو شکاندید با خبر رفتن‌تان به دیار حسین،
دعای‌م کنید.»
*   *
«
Masoud Masih tehrani <masood.masihtehrani@gmail.com>
سلام
به‌یاد اون سفر مشهد،
ان‌شاءالله کربلا نایب‌الزیاره خوبی باشم.
موفق باشید هرکجا که هستید
یا حق»
*   *   *
«
… <s…@gmail.com>
سلام،
التماس دعا از راهی دور…
یا حسین»
*   *   *   *
«
Masoud Masih tehrani <masood.masihtehrani@gmail.com>
سلام
اگر خدا بخواد آخر هفته عازم کربلا هستم.
خوبی بدی دیدید حلال کنید. اگر قابل جبران هست هم بفرمایید.
خدا خیرتون بده
یا حسین شهید

عقل عرفی و عقل ابزاری

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۵ دی ۱۳۸۹

سلام

« … و متوجه شدند که نمی‌شود دین را حذف کرد،
لذا ناگزیر حدودی از دیانت را در صحنه زندگی بشر به‌رسمیت شناختند.

هابرمارس، یکی از مدافعان دنیای مدرن،
پایان مرحله دین‌ستیزی غرب را اعلام کرد.

هابرمارس گفت:
«سکولاریزم عریان بود، حالا دوره پست‌سکولاریزم است.»
ما دین را به‌رسمیت شناختیم،
اما چه‌گونه؟
گفت در مرحله پست‌سکولاریزم دین حق دارد
در عرصه اجتماعی و فرهنگی حضور به‌هم رساند
و برای این دین چند شرط گذاشت.

۱- مرجعیت عقل عرفی را به‌رسمیت بشناسد.
۲- مرجعیت عقل ابزاری را بپذیرد.

آنها مدعی‌اند دین درصورتی می‌تواند وجود داشته باشد
که تمام حقیقت‌ش بازگو نشود
و مرجعیت عقل ابزاری را نیز باید بپذیرد.»

*

«اگر ادعای مرجعیت عقل ابزاری را یک پوزیتیویست قرن نوزدهمی می‌گفت،
او یک شأن و شئوناتی برای دین قائل شده بود.
اما هابرمارسی که می‌داند این عقل ابزاری
برای حکایت از جهان خارج، ذره‌ای ارزش ندارد
و پارادایم خود را از عرف می‌گیرد،
این را مطرح می‌کند.

و آن تعبیر اینجا تعبیری که مولا دارد مصداق پیدا می‌کند
این است که دین اثیر است،
یعنی فرهنگ و تمدنی که امارت دین را
- یعنی امارت آگاهی، عقل، وحی و اراده الهی را -
نمی‌پذیرد،
امارت جهل را پذیرفته است.»

*   *

اگر از حقیر بپرسید که چرا
این بخش آخر صحبت آقای پارسانیا
با عنوان «معرفت‌شناسی دنیای مدرن»
از کتاب «اسلام و مدرنیته»
- مجموعه سخن‌رانی‌های هم‌آیش شکوفایی انقلاب اسلامی و فروپاشی جهان مدرن -
که به کوشش جامعه اسلامی دانش‌جویان
توسط دفتر نشر معارف در سال ۱۳۸۳ چاپ شده،
نقل کردی؟
مگه اصلاً تو اینها رو می‌فهمی که قبول داشته باشی؟

حقیر باید بگم که کامل‌ش رو نمی‌فهمم.
نمی‌تونم هم دربست تصدیق کنم.
فقط حس می‌کنم که با شناخت محدودم تطابق داره.

*   *   *

تا به حال چه‌قدر طعنه از بابت عقل عرفی و عقل ابزاری خورده باشیم خوب‌ه؟
به جهاد با جاهلیت مدرن خوش آمدید.

یا حسین شهید

- – - – - -
+ این بازی‌های بلاگ‌ها این‌قدر کلافه‌ام کرده که تصمیم هجرت‌م رو گرفتم. از همه شرمنده که آمدید و باز نشد یا نتوانستید پیام بگذارید. ان‌شاءالله بعد سفر یه خونه جدید دست و پا می‌کنیم. توکل بر خدا

رزمنده وامانده

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۰ دی ۱۳۸۹

سلام

+ اسم «کربلای ۵»
حتی برای ما کربلاندیده‌ها
یادآور کرب و بلاست.

++ خدا رو شکر می‌کنم
که هنوز این‌قدر آدم حساب‌م می‌کنه.

آری،
شهادت می‌دهم
که جبهه‌ای بوده
که شهیدپرور بوده.
مدرسه‌هایی هم،
مساجدی هم،
امامی هم،
انقلابی هم.

و ایمان دارم که هست،
اگر ما با شهدا بمانیم.

+++ از شهدا می‌شنویم.
از زبان هم‌رزمان،
از زیان تا پای شهادت‌رفته‌ها.
برای من اینها آینه‌اند
که نور را توصیف کنند.

راهی هست.
شناخت‌ش معیار می‌خواهد.
حق بازی‌چه افراد نیست که بخواهیم روزی به نعل بزنیم و روزی به میخ.

شهدا مانده‌اند
و ما هم باید شهید بشویم تا بمانیم رفیق.
با هم‌رزمان به راه غیررفتن هنر نیست.

++++ «هنوز رگه‌هایی
از حال رزمنده‌هایی رو دارم
که بعد جنگ همه‌جا دنبال هم‌گروهانی‌هاشون می‌گردن…
هر چند خیلی جاها پر شده باشه از بازدیدکننده و خالی از رزمنده.»

این رو قبلاً نوشته بودم.
حالا می‌گم
کاش جبهه رو بشناسیم،
کاش بجنگیم برای حق،
کاش بمانیم.

یا رقیه بنت الحسین

آیا آیات الهی مسخره‌اند؟

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۸۹

سلام

+ دیده‌اید آدم گیر می‌ده به یه چیزی. شاید ظاهراً هم اون چیز برای خیلی‌ها مهم نباشه. شده حکایت حقیر.

++ دوباره کامنت مورد بحث رو ببینیم:

«شاید منظور آیه، ایمان به اون کار باشه نه ایمان به خدا.
بدین معنا که هرکسی از عمل‌ش اون‌قدر پاداش می‌بینه
که نسبت به‌ش معرفت داشته باشه.

قطعاً والاترین مقام معرفتی بعد از درک الهی امور به‌دست می‌آد،
اما خیلی وقت‌ها هم ممکن‌ه کسی به بالاترین مقام ایمان نرسیده باشه،
اما در مرتبه‌ای پایین‌تر پاداش کارش رو در حد مقام معرفتی‌اش ببینه.
حتی اگر به وجود خدا معتقد نباشه.»

+++ اینکه آدم به کاری اعتقاد داشته باشه،
اینکه همون آدم لزوماً به خدا هم معتقد نباشه،
اینکه اون آدم اون کار رو هم خیلی پسندیده بدونه.
(راستی از چه دیدگاهی‌ش مهم نیست؟!؟)
اینها من رو یاد این آیات می‌اندازه.

(سوره کهف)

قل هَل ننبئکم بالأَخسَرینَ أعمالاً ﴿١٠٣﴾
بگو: «آیا به شما خبر دهیم که زیان‌کارترین (مردم) در کارها، چه کسانی هستند؟

الذینَ ضَل سَعیُهُم فی الحیاة الدنیا
و هم یَحسبونَ أنهُم یُحسنونَ صنعاً
﴿١٠۴﴾
آنها که تلاش‌های‌شان در زندگی دنیا گم (و نابود) شده؛
با این حال، می‌پندارند کار نیک انجام می‌دهند!»

++++ ملاک این خسران چیست؟

أولئک الذینَ کفروا بآیات ربهم و لقائه
فحبطت أعمالهم
فلا نقیم لهم یوم القیامة وزناً
﴿١٠۵﴾
آنها کسانی هستند که به آیات پروردگارشان و لقای او کافر شدند؛
به همین جهت، اعمال‌شان حبط و نابود شد!
از این رو روز قیامت، میزانی برای آنها برپا نخواهیم کرد!

ذلک جزاؤهم جهنم بما کفروا
واتخذوا آیاتی و رسلی هزواً
﴿١٠۶﴾
(آری،) این گونه است! کیفرشان دوزخ است، به‌خاطر آنکه کافر شدند،
و آیات من و پیام‌بران‌م را به سخریه گرفتند!

یعنی می‌شه یه عده‌ای
نشانه‌های خدا و زحمات رسولان‌ش رو به تمسخر بگیرند،
به آیات خدا و دیدارش کافر باشند،
به‌ش معتقد نباشند،
ولی به یه کاری ایمان داشته باشند،
به‌ش معرفت داشته باشند،
اینها جزاءشون غیر از جهنم باشه؟
اعمال‌شون حبط و باطل نشه؟
اصلاً ارزش وزن‌کشی داشته باشند؟
نعوذ بالله

+++++ معجزه ایمان

إن الذین آمنوا و عملوا الصالحات کانت لهم جنات الفردوس نزلاً ﴿١٠٧﴾
خالدین فیها لا یَبغونَ عنها حولاً ﴿١٠٨﴾
امّا کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند،
باغ‌های بهشت برین محل پذیرایی آنان خواهد بود.
آنها جاودانه در آن خواهند ماند؛ و هرگز تقاضای نقل مکان از آن جا نمی‌کنند!

++++++ أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

یا حسین

ایمان به خدا یا به … ؟!؟

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۴ دی ۱۳۸۹

سلام

+بسم الله الرحمن الرحیم
عزاداری‌ها قبول. ان‌شاءالله قدر این ایام محرم و صفر رو بدونیم و از فرصت توسل استفاده کنیم.

++ برای شروع دوست دارم این کامنت‌های جناب «ره‌سپار» و بعد پاسخ درخواستی جناب «برای خاطر آیه‌ها»  رو برای مطلب «معجزه ایمان» ببینید. فکر می‌کنم باب بحث خوبی باشه.

+++ «شاید منظور آیه، ایمان به اون کار باشه نه ایمان به خدا.
بدین معنا که هرکسی از عمل‌ش اون‌قدر پاداش می‌بینه
که نسبت به‌ش معرفت داشته باشه.

قطعاً والاترین مقام معرفتی بعد از درک الهی امور به‌دست می‌آد،
اما خیلی وقت‌ها هم ممکن‌ه کسی به بالاترین مقام ایمان نرسیده باشه،
اما در مرتبه‌ای پایین‌تر پاداش کارش رو در حد مقام معرفتی‌اش ببینه.
حتی اگر به وجود خدا معتقد نباشه.»

* * *

++++ «در مقام اظهارنظر نیستم. اما نتیجه‌ای که خودتان هم ذیل آیه نوشته‌اید از محکمات قرآنی‌ست.
(ظاهراً منظور این عبارت متن پست‌ه: «شرط قبولی صالحات ایمان است.»)
اینکه شرط قبولی عمل، ایمان به خداست
و اینکه حسن فعلی تنها به شرط حسن فاعلی‌ست که مقبول است.

شاهدش موارد متعدد ترکیب «آمنوا» و «عملوا الصّالحات» در قرآن است.
و البته نظیر سیاق همین آیه را هم در جاهای دیگری از مصحف شریف داریم.
مثلاً «و من اراد الآخره و سعی لها سعیها و هو مومن …» سوره «اسراء».
یا «و من یعمل من الصّالحات و هو مؤمن فلا یخاف ظلماً و لا هضماً» اواخر سوره «طه»
یا «و من عمل صالحاً من ذکر او انثی و هو مومن…» سوره «غافر» و سوره «نحل»
و «من یعمل من الصّالحات من ذکر او انثی و هو مومن» سوره «نساء»
که تا جایی که یادم هست علامه(ره) توی همه این موارد، «مومن» را مومن به خدا و ایمان به خدا می‌دانند.

در آیه مورد بحث نظر حضرت علامه(ره) را عیناً می‌آورم:
و مراد از «ایمان» به‌طورى‌که از سیاق و مخصوصاً از آیه گذشته که مى‏فرمود:
«وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ» بر مى‏آید قطعاً ایمان به خدا است،
چیزى که هست ایمان به خدا جداى از ایمان به انبیای‌ش نیست،
آن هم همه آنان، بدون استثناء، زیرا فرموده:
«إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ یُرِیدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ
وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ … أُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ حقاً»

ضمن اینکه اگر اشتباه نکنم به لحاظ ادبیات و صرف و نحو هم مومن به عمل بودن از آیه برنمی‌آید،
چون اگر چنین بود باید می‌فرمود: و هو مومن بعمله
و نیازی نبوده بفرمایند مومن بالله چون به قرینه معنوی و سیاق حذف شده است.

اما نکته‌ای که جناب ره‌سپار فرموده‌اند
از این حیث که بسته به مراتب وجودی فاعل، فعل مورد قبول واقع می‌شود
و مثلاً ارزش هر عملی بسته به نیت و میزان خلوص آن
در طیفی از رد تا قبول و از حداقل تا حداکثر پاداش قرار می‌گیرد، به‌نظر بنده درست است.
اما از این آیه چنین محتوایی برنمی‌آید.
این محتوا را توی سایر آیات و روایات می‌شود جست‌وجو کرد.
کما اینکه در پاداش عمل خوب،
هم برابر عمل را داریم، هم چندبرابر عمل را و هم یضاعف لمن یشاء را
و این بسته به فاعل و میزان خلوص نیت اوست نه صرفاً فعل او و باز هم به‌شرط ایمان است.

و نکته آخری که فرموده‌اند که
«کسی حتی اگر به خدا هم معتقد نباشه، پاداش عمل‌ش رو بسته به معرفت‌ش می‌بینه»
باز هم از این آیه برنمی‌آید و در حیطه ادبیات قرآنی هم این مفهوم محل تردید جدی‌ست.
تا جایی‌که می‌دانم توی قرآن هیچ وقت اشاره‌ای نشده که
تکلیف اعمالی که بدون ایمان به خدا سرمی‌زند چه می‌شود؟!
آن‌قدر که قرآن هرجا از عمل گفته پشت‌بندش شرط ایمان را مطرح کرده است…»

یا حسین

تعطیل

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۸۹

سلام

یا حسین

برچسب‌ها:

سال قدیم و جدید

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۸۹

سلام

+ بالأخره سال قمری هم داره تموم می‌شه و زمان تعطیلات اینجا هم می‌رسه. این روزهای آخر هم که بلاگ‌ها مشکل داشت و نشد آپ کنم.
خلاصه خوبی بدی دیدید حلال کنید.

++ اگر تونستید روز آخر سال قدیم و روز اول سال جدید رو دریابید. اعمال‌شون مهم‌ه و نه‌چندان دشوار. خدا توفیق بده.
- – - – - -

+
اعمال روز آخر ذی الحجه
(به تقویم ما، روز دوشنبه)
این روز، روز آخر سال اسلامى قمرى است.

لذا مرحوم «سیّدبن طاووس» نقل کرده است که در این روز،
دو رکعت نماز مى‌خوانى و در هر رکعت،
یک مرتبه سوره «حمد»
و ده مرتبه سوره «قل هو اللّه»
و ده مرتبه «آیة الکرسى» را مى‌خوانى
و پس از نماز مى گویى:

أللهُمَّ ما عَمِلتُ فى هذِهِ السّنةِ مِنْ عَمَل نهَیتنى عَنهُ وَلمْ ترْضَهُ،
وَنسیتهُ وَلمْ تنسَهُ،
وَدَعَوتنى اِلى التوْبَةِ بَعْدَ اجْتِرائى عَلیْکَ،
اَللهُمَّ فاِنى اسْتغفِرُکَ مِنهُ فاغفِرْ لى،
وَما عَمِلتُ مِنْ عَمَل یُقَرّبُنى اِلیْکَ فاقبَلهُ مِنى،
وَلا تقطعْ رَجائى مِنکَ یاکَریمُ.

*

++
از حضرت امام رضا -علیه السلام- منقول است که
حضرت رسول -صلى الله علیه و آله- روز اول محرم دو رکعت نماز مى‏‌کرد.
و چون فارغ مى‌‏شد دست‌ها را بلند مى‌‏کرد و این دعا را سه دفعه مى‏‌خواند:

اللهُمَّ أنتَ الإلهُ القَدیمُ وَ هذِهِ سَنةٌ جَدیدَة فأسْألکَ فیهَا العِصْمَة مِنَ الشَّیْطان
خدایا تو معبود قدیمى و این است سال تازه‏اى پس از تو در آن درخواست حفظ از شیطان

وَ القوَّةَ عَلى هذِهِ النفس الأمَّارَةِ بالسُّوء وَ الإشْتِغالَ بمَا یُقَرِّبُنی إلیْکَ یَا کریمُ‏
و نیرو و قوت بر این نفس اماره بدخواه دارم و نیز اشتغال بدان چه مرا (در عمل) به تو نزدیک گرداند اى کریم

یَا ذاالجَلال وَالإکرَام یَا عِمَادَ مَنْ لاعِمَادَ لهُ یَا ذخیرَةَ مَنْ لاذخیرَةَ لهُ یَا حِرْزَ مَنْ لاحِرْزَ لهُ‏
اى صاحب جلال و بزرگوارى اى پشتیبان کسى نگهدارنده و پشتبانى ندارد اى ذخیره کسى ذخیره‏ اى ندارد اى پناه بى‏ پناهان

یَا غِیَاثَ مَنْ لا غِیَاثَ لهُ یَا سَندَ مَنْ لاَ سَندَ لهُ یَا کنزَ مَنْ لا کنزَ لهُ‏
اى دادرس بى ‏کسان اى پشتوان بى ‏پشتوانان اى گنجینه بى‏ گنجان

یَا حَسَنَ البَلاء یَا عَظِیمَ الرَّجَاء یَا عِزَّ الضُّعَفاء
اى نیک آزمایش اى بزرگ امیدوارى و از عز و شکوه ناتوانان

یَا مُنقِذ الغَرْقَى یَا مُنجیَ الهَلکَى یَا مُنعِمُ یَا مُجْمِلُ یَا مُفضِلُ یَا مُحْسِنُ‏
اى نجات دهنده غریقان اى نجات بخش هالکان اى نعمت ده اى نیکو اى بخشنده اى خوش رفتار

أنتَ الذِی سَجَدَ لکَ سَوَادُ اللیْل وَ نُورُ النهَار وَ ضَوْءُ القَمَر وَ شُعَاعُ الشَّمْس
تویى که‏ براى تو سیاهى شب و روشنى روز و تابش ماه و شعاع خورشید

وَ دَویُّ المَاءِ وَ حَفِیفُ الشَّجَر یَا اللهُ لا شَریکَ لکَ‏
و شر شر آب و صداى درخت سجده کرد اى خدا انبازى براى تو نیست

اللهُمَّ اجْعَلنا خَیْراً مِمَّا یَظنـّونَ وَ اغْفِرْ لنَا مَا لا یَعْلمُونَ وَ لا تُؤَاخِذنا بمَا یَقولونَ‏
بار خدایا ما را به از آن چه گمان برند بگردان و آن چه از (بدی هاى) ما ندانند بیامرز و بدان چه گویند از ما بازخواست مفرماى

حَسْبیَ اللهُ لا إِلهَ إِلا هُوَ عَلیْهِ توَکـّلتُ وَ هُوَ رَبُّ العَرْش العَظِیم‏
بس است مرا خداى نیست معبود حقى جز او بر او توکل کردم و اوست پروردگار عرش بزرگ

آمَنـّا بهِ کـُلٌّ مِنْ عِندِ رَبِّنا وَ مَا یَذ ّکـّرُ إِلا أُولوا الألبَابِ‏
به او گرویدیم هر چه هست از نزد پروردگار ما است و یادآور نشود جز صاحبان خرد

رَبَّنا لا تزغ قلوبَنا بَعْدَ إِذ هَدَیْتنا وَ هَبْ لنا مِنْ لدُنکَ رَحْمَة إِنکَ أنْتَ الوَهَّابُ‏
پروردگارا کج مکن دل هاى ما را پس از آن که راه نمودى ما را و ببخش براى ما از پیش خودت رحمت زیرا که تویى پر بخشش.

یا حسین

معجزه ایمان

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۸۹

سلام

(آیه ۹۴ سوره انبیاء)
فمن یعمل من الصالحات
و هو مؤمن
فلا کفران لسعیه
و إنا له کاتبون

پس هرکس چیزی از اعمال صالح انجام دهد
درحالی‌که مؤمن است
سعی‌ش مورد ناسپاسی نخواهد بود
و آن را خواهیم نوشت.

*

۱) هرچند انسان نتواند موفق به انجام همه صالحات بشود،
به هرصورت می‌تواند اهل نجات باشد.

۲) شرط قبولی صالحات ایمان است.

یا صاحب الزمان

برچسب‌ها: ,

سه نکته

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۸۹

سلام

… الیوم یئس الذین کفروا من دینکم
فلا تخشوهم واخشون ِ
الیوم اکملت لکم دینکم
و أتممت علیکم نعمتی
و رضیت لکم الإسلام دیناً …
(آیه ۳ مائده)

۱) کافران و مشرکان از شکست اسلام در زمان حیات پیام‌بر(ص) ناامید شده بودند.
همه امیدشان به قتل یا وفات ایشان بود.
تا اینکه یه کسی عین پیام‌بر(ص) به جانشینی ایشان معرفی شد.
کسی که نه در حمله شبانه ۴۰ نفره برای سوء قصد به جان پیام‌بر(ص) کم می‌آورد (لیله المبیت)،
نه در بدر،
نه در احد،
نه در مقابل عمرو بن عبدود،
نه در مقابله قلعه خیبر، وقتی سه فرمانده و گروه قبلی کم آوردند،
نه در شهر پر از منافق و خالی از وجود نازنین پیام‌بر(ص) تبوک،
نه در مقابل گریه زن سیاه‌پوست حامل نامه حرکت فتح مکه،
نه هیچ جای دیگر.

۲) از کافران و مشرکان نترسید،
پرانتز باز(
پس ای منافقان و سست‌دینان
)پرانتز بسته
از من بترسید،
و از اسرافتان بر نفس‌تان.
هر آسیبی بر شما برسد از خود شما خواهد بود،
نه از کافران و مشرکان.

۳) می‌گویند مثال کمال در مورد روزه
این است که اگر ده روز بر عهده داری،
تا نه روز بگیری کامل نشده،
ولی هیچ کدام از نه روز باطل نیست.
باید ده روز بگیری که کامل شود.
می‌گویند مثال اتمام در مورد روزه
آن است که روزه را تا آخرین لحظه غروب ادامه دهی.
حالا بیا یک دقیقه زودتر افطار کن،
کل روزه خراب می‌شود.
نه اینکه ۹۹درصدش قبول است و حالا یک دقیقه‌اش قابل جبران باشد.
اگر دین‌ت بدون ولایت باشد کامل نیست،
یعنی نعمت‌ش تمام نیست.
یعنی نعمت نیست،
نقمت است،
درش رضای خدا نیست،
شرایط مسلمان‌شدن‌ش کمال و تمام نیست.

یا علی

- – - – - -
+ می‌گن تو این ایام آیات متعددی درباره اهل بیت -علیهم السلام- نازل شده:

  1. آیه تطهیر (احزاب ۳۳)
  2. آیه مباهله (آل‌عمران ۶۱)
  3. آیات سوره انسان

++ اگه مثل من روزه قضا از ماه مبارک دارید، این روزهای پرفضیلت و کوتاه رو قدر بدونید.

+++ اصلاحیه: به آیات فوق، آیه ولایت (مائده ۵۵) رو هم اضافه کنید.

ترک‌خوردن

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۹ آذر ۱۳۸۹

سلام

وقتی مشیت روزگار آدم رو می‌چزونه،
به‌خصوص وقتی سرد و گرم می‌کنه اساسی،
در حد ترک‌خوردن،
یاد «قطعه گم‌شده»سیلور استاین می‌افتم.
یعنی می‌شه من هم
برای خودم
یه دایره کوچیک کامل بشم؟

*
تو دعای صباح یه فراز سختی هست:
اَدِّبِ اللّهُمَّ نَزَقَ الْخُرْقِ مِنّى بِاَزِمَّةِ الْقُنُوعِ
«ادب کن خدایا سبک مغزى و تندخویى مرا به مهارهاى قناعت (یا خوارى در سؤ ال)»

خدایا بیا و ما رو راحت و سریع ادب کن

یا حسین

برچسب‌ها: , , ,

مقاله مؤثر

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۸ آذر ۱۳۸۹

سلام
این رو گمان‌م ۲۰ روز پیش نوشتم. الآن هم بدون ویرایش جدید می‌ذارم.
- – - – - -
هفته شهدا برای ما
سراسر جذبه بود و نشاط معنوی.

یه بخش پرطرفدار مراسم مقاله بود.
مقاله‌هایی که به قلم بچه‌ها یا معلم‌های خوش ذوق
با نثر آهنگین نوشته می‌شد
و با احساسات و عاطفه خالصانه خوانده می‌شد.

درباره شهادت و وصل و شربت و عطش و ایثار و پرچم زمین‌مانده و اهل کوفه.
معمولاً هم برای پرحرارت‌کردن باید موسیقی عرفانی پخش می‌شد روش.
حالا ما انواع‌شون رو تو ذهن سپرده بودیم و دنبال جدیدهاش می‌گشتیم.
نینوا، کرخه تا راین، بوی پیراهن، خواب‌های طلایی،
و البته
کریستف کلمپ، یانی،
و کم‌کم
مأموریت غیرممکن!

و خوب قاعدتاً وقتی وقت خواندن برای ملت
آهنگ میزان تأثیر رو بالا می‌بره،
چه‌طور نویسنده هنگام نوشتن هدفن تو گوش‌ش نباشه؟!

همون روزها
با یکی از دوستان
فکر می‌کردیم که اگه
یه مقاله بخونن با همه محتوای شورانگیز و قلم هنرمندانه،
فقط بدون موسیخی،
چه‌قدر هق هق بچه‌های ۱۵، ۱۶ ساله در خواهد اومد؟

اصلاً بچه‌ها قبول می‌کنن هفته شهدای بدون مقاله رو؟
مقاله‌ی بدون ریتم رو؟

بگذریم.

ای شهیدان نظری بر من دل‌خسته کنید

تردید

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۷ آذر ۱۳۸۹

سلام


خوبی‌ش این‌ه که وقتی چیزی نمی‌گه
بین بی‌خبری و بدترین خبر مردد می‌مونی.

یا علی

برچسب‌ها:

کلید نزدیکی به سعادت

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۵ آذر ۱۳۸۹

سلام

این هم یه مطلب دیگه از آقای نجفی و ویراستاری حقیر.
کم‌کم باید براشون یه حساب کاربری درست کنم. بعد هم از بقیه دعوت کنم برای نوشتن.
- – - – - -

با خودم می‌گم
ماها، بچه شیعه‌ها،
واقعاً اگه بخواهیم آخرش (منظورم حساب کتاب اون دنیاست)
با بقیه عالم فرقی نداشته باشیم
به خودمون و عقایدمون ظلم کردیم.
چون به هر متنی که از ائمه(ع) برای ما یادگار مونده نگای می‌کنی
می‌بینی بزرگ‌ترین شاه‌کلید رو برای رسیدن به سعادت به ما معرفی کردن.
و ما اگر در استفاده از اونها کم‌کاری کنیم،
گفتم،
هم به خودمون ظلم کردیم، هم به عقایدمون.
*
یکی از متونی که این خصوصیت رو داراست
و شاید خیلی از ماها
بارها
فقط خوندیم‌ش، بدون توجه به مفهوم بلندش،
همین زیارت «آل یاسین» که مخصوص شب‌های شنبه است.
اگه ما به جملات این زیارت تو زندگی‌مون عمل کنیم
ان‌شاءالله رستگار می‌شیم.
استدلال‌م رو بشنوید، بعداً خودتون قضاوت کنید.
*   *
مگر ما در همین زیارت
بارها و در حالات مختلف زندگی حضرت حجت(عج)
به ایشون سلام نمی‌دیم.
در حالت‌های مختلف می‌گوییم آقا جان
سلام ما بر تو در روز و شب
سلام بر تو هنگامی‌که می‌نشینی و بلند می‌شوی
سلام بر تو هنگامی‌که نماز می‌خوانی و تکبیر و قنوت می‌گویی
سلام بر تو در صبح‌گاهان و شام‌گاهان
و …
با این جملات می‌خواهیم بگوییم آقا جان
ما در همه‌ی احوال خود به شما توجه می‌کنیم
و به شما نظر داریم
و شما نیز …
خدا وکیلی تا حالا شده هیچ‌کدوم از ما
این زیارت رو به‌ش عمل کنیم؟
یعنی ما همیشه و در همه حال
توجه‌مون به‌سمت صاحب‌مون بوده؟؟؟
فقط کافی‌ه که همین چند تا جمله ساده رو
در زندگی‌مون عملی کنیم … .

مثلاً
مگه این زیارت به ما یاد نمی‌ده
در همه احوال به حضرت(عج) توجه کنیم
و ایشون رو از یاد نبریم.
ما هم شروع کنیم به کاربست این دستور
تو همه‌ی حالات زندگی‌مون.
مثلاً صبح برای نماز بی‌دار می‌شیم،
دست رو بر سینه بگذاریم:
السلام علیک یا بقیه الله.
از خونه می‌خوام بریم بیرون:
السلام علیک یا بقیه الله.
سر کلاس درس می‌خوایم بریم:
السلام علیک یا بقیه الله.
می‌خواهیم بشینیم پای اینترنت:
السلام علیک یا بقیه الله.
می‌خوایم غیبت کنیم:
السلام علیک یا بقیه الله.
به‌نظر شما
اگه کسی این‌جوری زندگی کنه،
می‌تونه اعمالی انجام بده که مورد رضایت آقاش نباشه؟
اگه این‌جوری بشه و این کار ملکه ذهن‌ش بشه،
برای هر کاری که می‌خواد بکنه،
قبل‌ش، تو دل‌ش، یه سلام به آقا بده.
اگه حس کنه اون کار مورد رضایت امام زمان(عج) نیست،
ان‌شاءالله انجام‌ش نمی‌ده.

چه بسا به استعانت خدا،
به عنایت ایشون،
کل زندگی و اعمال‌مون
مورد پسند صاحب‌مون بشه.
این یعنی سعادت‌مندی.

خدا توفیق بده بتونیم تو زندگی‌مون این کلید نزدیکی به سعادت رو به‌کار ببندیم.
یا حق

کلید نزدیکی به سعادت

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۵ آذر ۱۳۸۹

سلام

این هم یه مطلب دیگه از آقای نجفی و ویراستاری حقیر.
کم‌کم باید براشون یه حساب کاربری درست کنم. بعد هم از بقیه دعوت کنم برای نوشتن.
- – - – - -

با خودم می‌گم
ماها، بچه شیعه‌ها،
واقعاً اگه بخواهیم آخرش (منظورم حساب کتاب اون دنیاست)
با بقیه عالم فرقی نداشته باشیم
به خودمون و عقایدمون ظلم کردیم.
چون به هر متنی که از ائمه(ع) برای ما یادگار مونده نگای می‌کنی
می‌بینی بزرگ‌ترین شاه‌کلید رو برای رسیدن به سعادت به ما معرفی کردن.
و ما اگر در استفاده از اونها کم‌کاری کنیم،
گفتم،
هم به خودمون ظلم کردیم، هم به عقایدمون.
*
یکی از متونی که این خصوصیت رو داراست
و شاید خیلی از ماها
بارها
فقط خوندیم‌ش، بدون توجه به مفهوم بلندش،
همین زیارت «آل یاسین» که مخصوص شب‌های شنبه است.
اگه ما به جملات این زیارت تو زندگی‌مون عمل کنیم
ان‌شاءالله رستگار می‌شیم.
استدلال‌م رو بشنوید، بعداً خودتون قضاوت کنید.
*   *
مگر ما در همین زیارت
بارها و در حالات مختلف زندگی حضرت حجت(عج)
به ایشون سلام نمی‌دیم.
در حالت‌های مختلف می‌گوییم آقا جان
سلام ما بر تو در روز و شب
سلام بر تو هنگامی‌که می‌نشینی و بلند می‌شوی
سلام بر تو هنگامی‌که نماز می‌خوانی و تکبیر و قنوت می‌گویی
سلام بر تو در صبح‌گاهان و شام‌گاهان
و …
با این جملات می‌خواهیم بگوییم آقا جان
ما در همه‌ی احوال خود به شما توجه می‌کنیم
و به شما نظر داریم
و شما نیز …
خدا وکیلی تا حالا شده هیچ‌کدوم از ما
این زیارت رو به‌ش عمل کنیم؟
یعنی ما همیشه و در همه حال
توجه‌مون به‌سمت صاحب‌مون بوده؟؟؟
فقط کافی‌ه که همین چند تا جمله ساده رو
در زندگی‌مون عملی کنیم … .

مثلاً
مگه این زیارت به ما یاد نمی‌ده
در همه احوال به حضرت(عج) توجه کنیم
و ایشون رو از یاد نبریم.
ما هم شروع کنیم به کاربست این دستور
تو همه‌ی حالات زندگی‌مون.
مثلاً صبح برای نماز بی‌دار می‌شیم،
دست رو بر سینه بگذاریم:
السلام علیک یا بقیه الله.
از خونه می‌خوام بریم بیرون:
السلام علیک یا بقیه الله.
سر کلاس درس می‌خوایم بریم:
السلام علیک یا بقیه الله.
می‌خواهیم بشینیم پای اینترنت:
السلام علیک یا بقیه الله.
می‌خوایم غیبت کنیم:
السلام علیک یا بقیه الله.
به‌نظر شما
اگه کسی این‌جوری زندگی کنه،
می‌تونه اعمالی انجام بده که مورد رضایت آقاش نباشه؟
اگه این‌جوری بشه و این کار ملکه ذهن‌ش بشه،
برای هر کاری که می‌خواد بکنه،
قبل‌ش، تو دل‌ش، یه سلام به آقا بده.
اگه حس کنه اون کار مورد رضایت امام زمان(عج) نیست،
ان‌شاءالله انجام‌ش نمی‌ده.

چه بسا به استعانت خدا،
به عنایت ایشون،
کل زندگی و اعمال‌مون
مورد پسند صاحب‌مون بشه.
این یعنی سعادت‌مندی.

خدا توفیق بده بتونیم تو زندگی‌مون این کلید نزدیکی به سعادت رو به‌کار ببندیم.
یا حق

اصطلاح

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۵ آذر ۱۳۸۹

سلام

اصطلاحی است
از یک بزرگ‌وار عزیزی
با عنوان
«کیف الله بازی درآوردن».
تعریف‌ش با خودشان و تعبیرش با خودتان.

الهی توبه

برچسب‌ها:

امان از تنبلی

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۳ آذر ۱۳۸۹

سلام

این مطلب به قلم آقای نجفی و ویراستاری حقیره.
- – - – - -

آسید مرتضی آوینی می‌فرمان:
شیطان حکومت خویش را بر ضعف‌های ما بنا کرده است.

وقتی به این جمله خوب دقت می‌کنی
می‌بینی هرچی بدبختی تو این دنیا داریم
از سر همین ضعف‌ها و بی‌حالی‌ها و تنبلی‌هاست.
فکر کنم منظورم کامل واضح‌ه.
نیاز به مثال و توضیح نداره.
ولی برای خالی نبودن عریضه یه مثال می‌گم.
ان‌شاءالله حق مطلب ادا بشه.
*

یکی از این کم‌کاری‌ها، ضعف‌ها و تنبلی‌ها تو قضیه غدیر و ولایت‌ه.
تو  هفته ولایت
تو هرچی وب‌لاگ بچه‌مذهبی بود سر زدم
ولی یه مطلب راجع به ولایت و غدیر و علی (ع) و امثالهم اصلاً نیست.
واقعاً نمیدونم ما به کجا داریم می‌ریم… .
اگه هرکدوم از ما
یه جمله هم تو هفته ولایت
راجع به امیر المؤمنین
یا خطبه غدیر می‌نوشتیم
خیلی اوضاع عوض می‌شد.

از هرکسی که راجع به غدیر و امامت حضرت علی بپرسی
همون یه جمله معروف رو می‌گه
«من کنت مولاه فهذا علی مولاه»
و دیگر هیچ… .
درصورتی‌که در سراسر خطبه غدیر
حضرت خاتم(ص)
بارها و به‌صراحت لفظ امام و پیشوا رو در مورد حضرت علی به‌کار بردن.

متأسفانه به‌خاطر تنبلی‌های ما
واقعاً هنوز برای خیلی‌ها جا نیفتاده
کلمه «مولی» که در خطبه غدیریه آمده به چه معناست.
چه بسا بعضی وقت‌ها دچار شک هم بشوند.
خلاصه از ما گفتن بود
خود دانید و دانیم.
*   *

در آخر هم
قسمت‌هایی از خطابه غدیر رو آوردم
که تأییدی باشه بر کم‌کاری ما؛
غدیر رو خوب نشناختیم و نشناسوندیم.
*   *   *

هان مردمان!
بدانید این آیه (اکمال) درباره اوست.
ژرفی آن را فهم کنید
و بدانید خداوند او را برای‌تان صاحب اختیار و «امام» قرار داده،
(أَنَّ الله قَدْ نَصَبَهُ لَکُمْ وَلِیّاً وَإِماماً)
پیروی او را بر مهاجران و انصار
و آنان که به نیکی از ایشان پیروی می‌کنند
و بر صحرانشینان و شهروندان
و بر عجم و عرب و آزاد و برده
و بر کوچک و بزرگ و سفید و سیاه
و بر هر یکتاپرست لازم شمرده است.

هان مردمان!
آخرین بار است که در این اجتماع به‌پا ایستاده‌ام.
پس بشنوید و فرمان حق را گردن گذارید؛
چرا که خداوند عزّوجلّ صاحب اختیار و ولی و معبود شماست؛
و پس از خداوند
ولیّ شما فرستاده و پیامبر اوست
که اکنون در برابر شماست و با شما سخن می‌گوید.
و پس از من،
به فرمان پروردگار،
علی «ولی و صاحب اختیار و امام» شماست.
(ثُمَّ مِنْ بَعْدی عَلی وَلِیُّکُمْ وَ إِمامُکُمْ بِأَمْرِالله رَبِّکُمْ).
آن گاه «امامت» در فرزندان من از نسل علی خواهد بود.
(ثُمَّ الإِمامَةُ فی ذُرِّیَّتی مِنْ وُلْدِهِ).
این قانون تا برپایی رستاخیز،
که خدا و رسول او را دیدار کنید،
دوام دارد.

هان مردمان!
او از سوی خدا «امام» است.
(إِنَّهُ إِمامٌ مِنَ الله).
و هرگز خداوند توبه منکر او را نپذیرد و او را نیامرزد.
این است روش قطعی خداوند درباره ناسازگار با علی،
و هرآینه او را به عذاب دردناک پایدار کیفر کند.
از مخالفت او بهراسید،
وگرنه در آتشی درخواهید شد که آتش‌گیره آن مردمان‌اندو سنگ،
که برای حق‌ستیزان آماده شده است.

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی بن ابی‌طالب

امان از تنبلی

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۳ آذر ۱۳۸۹

سلام

این مطلب به قلم آقای نجفی و ویراستاری حقیره.
- – - – - -

آسید مرتضی آوینی می‌فرمان:
شیطان حکومت خویش را بر ضعف‌های ما بنا کرده است.

وقتی به این جمله خوب دقت می‌کنی
می‌بینی هرچی بدبختی تو این دنیا داریم
از سر همین ضعف‌ها و بی‌حالی‌ها و تنبلی‌هاست.
فکر کنم منظورم کامل واضح‌ه.
نیاز به مثال و توضیح نداره.
ولی برای خالی نبودن عریضه یه مثال می‌گم.
ان‌شاءالله حق مطلب ادا بشه.
*

یکی از این کم‌کاری‌ها، ضعف‌ها و تنبلی‌ها تو قضیه غدیر و ولایت‌ه.
تو  هفته ولایت
تو هرچی وب‌لاگ بچه‌مذهبی بود سر زدم
ولی یه مطلب راجع به ولایت و غدیر و علی (ع) و امثالهم اصلاً نیست.
واقعاً نمیدونم ما به کجا داریم می‌ریم… .
اگه هرکدوم از ما
یه جمله هم تو هفته ولایت
راجع به امیر المؤمنین
یا خطبه غدیر می‌نوشتیم
خیلی اوضاع عوض می‌شد.

از هرکسی که راجع به غدیر و امامت حضرت علی بپرسی
همون یه جمله معروف رو می‌گه
«من کنت مولاه فهذا علی مولاه»
و دیگر هیچ… .
درصورتی‌که در سراسر خطبه غدیر
حضرت خاتم(ص)
بارها و به‌صراحت لفظ امام و پیشوا رو در مورد حضرت علی به‌کار بردن.

متأسفانه به‌خاطر تنبلی‌های ما
واقعاً هنوز برای خیلی‌ها جا نیفتاده
کلمه «مولی» که در خطبه غدیریه آمده به چه معناست.
چه بسا بعضی وقت‌ها دچار شک هم بشوند.
خلاصه از ما گفتن بود
خود دانید و دانیم.
*   *

در آخر هم
قسمت‌هایی از خطابه غدیر رو آوردم
که تأییدی باشه بر کم‌کاری ما؛
غدیر رو خوب نشناختیم و نشناسوندیم.
*   *   *

هان مردمان!
بدانید این آیه (اکمال) درباره اوست.
ژرفی آن را فهم کنید
و بدانید خداوند او را برای‌تان صاحب اختیار و «امام» قرار داده،
(أَنَّ الله قَدْ نَصَبَهُ لَکُمْ وَلِیّاً وَإِماماً)
پیروی او را بر مهاجران و انصار
و آنان که به نیکی از ایشان پیروی می‌کنند
و بر صحرانشینان و شهروندان
و بر عجم و عرب و آزاد و برده
و بر کوچک و بزرگ و سفید و سیاه
و بر هر یکتاپرست لازم شمرده است.

هان مردمان!
آخرین بار است که در این اجتماع به‌پا ایستاده‌ام.
پس بشنوید و فرمان حق را گردن گذارید؛
چرا که خداوند عزّوجلّ صاحب اختیار و ولی و معبود شماست؛
و پس از خداوند
ولیّ شما فرستاده و پیامبر اوست
که اکنون در برابر شماست و با شما سخن می‌گوید.
و پس از من،
به فرمان پروردگار،
علی «ولی و صاحب اختیار و امام» شماست.
(ثُمَّ مِنْ بَعْدی عَلی وَلِیُّکُمْ وَ إِمامُکُمْ بِأَمْرِالله رَبِّکُمْ).
آن گاه «امامت» در فرزندان من از نسل علی خواهد بود.
(ثُمَّ الإِمامَةُ فی ذُرِّیَّتی مِنْ وُلْدِهِ).
این قانون تا برپایی رستاخیز،
که خدا و رسول او را دیدار کنید،
دوام دارد.

هان مردمان!
او از سوی خدا «امام» است.
(إِنَّهُ إِمامٌ مِنَ الله).
و هرگز خداوند توبه منکر او را نپذیرد و او را نیامرزد.
این است روش قطعی خداوند درباره ناسازگار با علی،
و هرآینه او را به عذاب دردناک پایدار کیفر کند.
از مخالفت او بهراسید،
وگرنه در آتشی درخواهید شد که آتش‌گیره آن مردمان‌اندو سنگ،
که برای حق‌ستیزان آماده شده است.

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی بن ابی‌طالب

در مذمت ماه‌واره

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۰۲ آذر ۱۳۸۹

سلام

مذمومیت ماه‌واره برای من
بیش از آنکه از باب استهجان باشد
ازلحاظ اثرات اعتقادی است.

اعتقادات هم لازم نیست مستقیم مورد هجمه باشد.
همین که منطق گوینده و سازنده کافر به ایمان تو باشد،
سپردن حواس‌ت به برنامه‌اش مؤثر می‌شود.
حالا چه برنامه فکری باشه، چه مذهبی و سیاسی و خبری و تحلیلی.

حالا چه‌قدر باید حواس‌مون جمع باشه که تأثر نگیریم؟
تأثیر چی رو؟
چیزی که اغلب نمی‌دونیم حتی کجا و چه‌طوری تو هجمه فرهنگی‌شون جاسازی شده.

*

به‌نظر من
دیدن برنامه فکری سیاسی اهل طاغوت بدتر از دیدن فیلم مستهجن‌ه.

پناه بر خدا

- – - – - -
+ ان‌شاءالله به برکت عید الله الاکبر آلودگی‌هامون پاک شه.
++ منتظر مطلب آقای نجفی هستیم.
+++ داره مطالب پیش‌نویس‌م زیاد می‌شه. باید کم‌کم انتشارشون بدم.

امام صقلابیان و ترکان

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۸۹

سلام

«…
غلام برگشت و متعجب بود
که هرچه گفتم
حضرت امام هادی -علیه السلام- در جواب من
به زبان «صقلابی»۱ تکلم نمود،
به‌نوعی که هیچ صقلابی به آن طریق سخن نتواند گفت.»۲

*

«…
گفت مادر من در وقت طفولیت در ترکستان
روزی مرا به نامی خوانده بود
و به‌غیر از من کسی آن را نشنیده بود.
حضرت امام هادی -علیه السلام- مرا به آن نام خواند.»۲

یا علی بن محمد بن الرضا

- – - – - -
۱ منطقه‌ای حوالی چک امروز.
۲ مقدس اردبیلی؛ حدیقه الشیعه. جلد دوم. معجزات امام هادی -علیه السلام-.

نیم‌فاصله چطور نوشته می‌شه

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۸۹

سلام

بخشی از آنچه داریم،
می‌دانیم یا به‌خاطر می‌آوریم،
مربوط به نوشته‌هایی است که خوانده‌ایم.

از طرف دیگر
گاهی مجبور بوده‌ایم  بنویسیم.
گاهی هم دوست داشته‌ایم بنویسیم.

نوشتن با هر انگیزه
کاری است که به‌تر است درست و خوب انجام شود.
مثل کارهای دیگر.

نوشتن درست و خوب نیاز به دانستن قواعد دارد،
و تمرین و اصلاح.

*

بعد از این مقدمه ملال‌آور،
یه چیزی درباره «نیم‌فاصله»
یا «فاصله درون‌کلمه‌ای»
یا «جدای چسبان»
یا هرچیز دیگه که می‌خواید اسم‌ش رو بذارید بگم.

توی نرم‌افزار «وورد»
کلید مستقلی برای هم‌چین چیزی نیست
(حداقل ما ازش خبر نداریم).

منظورمون کاراکتری‌ه که حروف رو از هم جدا کنه،
درعین حال فاصله مشهودی هم بین‌شون نیاندازه.
ویژگی دیگه باید این باشه که
اگه این نیم‌فاصله ته خط افتاد دو قسمت کلمه از هم جدا نشه،
حتی با خط تیره.

اینکه چنین کاراکتر اضافه‌ای چه «درستی» و «خوبیتی» به نوشته می‌ده
و اینکه البته خیلی جاها استفاده از اون اجباری شده رو کار ندارم.
فعلاً حرف این‌ه که این کاراکتر کجاست.

وقتی به‌صورت حرفه قرار شد بنویسم،
به‌م گفتن توی وورد
برو توی Insert/Symbol
و از زبانه Special Characters
روی سطر No-Width Optional Break
بایست و گزینه Shortcut Key
رو بزن.
اونجا هم برای نیم‌فاصله کلید میان‌بر Ctrl+Space
رو انتخاب کن.

این بود که در هنگام ویرایش هم به نیم‌فاصله می‌گفتیم و می‌گیم «کنترل اسپیس».
و البته با علامتی مثل انتگرال (S کشیده) نشون‌ش می‌دیم.

البته بعضی‌ها از کاراکترهای دیگری به‌جای No-Width Optional Break استفاده می‌کنن
که معمولاً نوشته رو خراب می‌کنه.
اسم دیگه این کاراکتر  ظاهراً Zero Width Non-Joiner ه.

بعد مجبور بودیم از نیم‌فاصله توی «اکسل» و «پاورپوینت» هم استفاده کنیم.
منتها اونجا به‌راحتی وورد نیم‌فاصله قابل تعریف با کلید میان‌بر نبود.
اونجا کاری که می‌کردیم توی Insert/Symbol می‌رفتیم
و Character Code مربوطه رو وارد می‌کردیم:
۲۰۰C از
Unicode (hex .

این بود که وقتی فهمیدیم کلید ترکیبی سه‌تایی تو اغلب ادیتورها،
حتی خارج محیط آفیس،
نیم‌فاصله می‌اندازه خوش‌حال شدیم؛
Ctrl+Shift+2.

* *

امیدوارم به‌دردتون بخوره.
البته تو بعضی ادیتورها کار نمی‌کنه.
بعد هم بگم که خدا ادیتور پارسی‌بلاگ رو خیر بده
که خودش بعضی کاراکترهای ویژه رو داشت.
البته با کلید میان‌بر Shift+Spaceش، همیشه ما رو به اشتباه می‌انداخت.

* * *

نوشتن رو جدی بگیریم.

یا علی

حواس‌مون هست؟!؟

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۸۹

سلام

«روشن‌فکران نظر خوبی به او ندارند.
می‌گویند دقیق ترجمه نمی‌کند،
جا می‌اندازد،
از خودش اضافه می‌کند
و حتی اگر لازم ببیند به شاخ و برگ داستان اضافه می‌کند.

اما
به‌رغم همه این شلوغ‌کاری‌ها،
مردم کتاب‌های او را روی دست می‌برند.

اشاره به «ذبیح الله منصوری» است؛
مترجم – نویسنده‌ای که دهه‌ها قلم زد
و هیچ‌یک از آثارش بی‌خواننده نماند.
مسئله در کجاست؟
…»۱

* * *

حالا من و تو نشسته‌ایم سر پیری
رشته عقایدمون رو سپرده‌ایم دست این بنده خدا
که نقلی رو از حضرت اسلام‌شناس بکند،
او از کس دیگر،
بیاورد صاف بنشاند در مدخل مواد فکری و عقایدمان!

پناه بر خدا

- – - – - -
۱ صلح‌جو، علی. (۱۳۸۶) ”نکته‌های ویرایش.” نشر مرکز، تهران.

تنها دو چیز

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۸۹

سلام

«…
در جواب ایشان گفت
من شخص نادان بی‌خبری هستم.
تنها دو چیز را یقین کرده و باور دارم.

یکی آن که دانسته‌ام مرا و این عالم را
خالقی است عظیم‌الشأن
که باید در شناختن و بندگی او کوتاهی نکنم.

دوم آن که دانسته‌ام در این عالم نمی‌مانم
و به عالم دیگر خواهم رفت
و نمی‌دانم وضع من در آن عالم چگونه خواهد بود.

جناب حاجی!
من از این دو علم بی‌چاره و پریشان‌حال شده‌ام
به‌طوری‌که مردم مرا دیوانه می‌پندارند.
شما که خود را عالم مسلمانان می‌دانید
و این همه علم دارید
چرا ذره‌ای درد ندارید
و بی‌باک‌ید
و در فکر نیستید؟!
…»۱

درد بی‌دردی علاج‌ش آتش است

- – - – - -
۱ مرحوم آیت الله دستغیب؛ «داستان‌های شگفت»، داستان ۴۸.

+ سلام الله العلیّ العظیم… علیک یا مسلم بن عقیل بن ابی‌طالب…

+ بعد ماه مبارک، چشم امیدمون به عرفه است… خدایا ناامیدمون نکن.

جشن ده‌مین سال‌گرد

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۸۹

سلام

مراسم ده‌مین سال‌گرد فارغلی‌مون از دبیرستان به‌خوبی و خوشی برگزار شد.
الآن هم این‌قدر توی حال و هواش هستم که نمی‌تونم چیز خاصی بگم.
فقط خوب بود، خدا رو شکر.
جوری که آدم می‌تونست بفهمه فقط هم‌دلی و صداقت می‌تونه هم‌چین نتیجه‌ای بده،
نه هیچ چیز دیگه.

به‌همین مناسبت سه حدیث از «غررالحکم» مولا امیرالمؤمنین می‌آرم.
*
«الأخ المکتسب فی الله، اقرب الأقرباء و احمّ من الأمّهات و الآباء»
آن برادری که در راه خدا به دست آمده (و پیوند الهی دارد)
نزدیک‌ترین نزدیکان و خویشاوندتر از پدران و مادران است.

*   *
«اخوک فی الله من هداک الی رشاد و نهاک عن فساد و اعانک الی اصلاح معاد»
برادر تو در راه خدا آن کسی است که
تو را به راه راست هدایت کند، و از فساد و تباهی باز دارد، و در راه اصلاح معاد یاری‌ت دهد.

*   *   *
«الأخوان جلاء الهموم و الأحزان»
برادران زداینده غم‌ها و اندوه‌ها هستند.

یا علی

- – - – - -
+ نوشته مرتبط:  ده سال

پرسش‌نامه اشتباهی

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۸۹

سلام

بنده خدا یخ کرد، انگار.

سعی کرده بود مؤدب،
با رعایت اصول جامعه‌شناسی و اخلاق اسلامی،
سر صحبت رو باز کنه:
سلام.
ببخشید، می‌تونم چند دقیقه وقت‌تون رو بگیرم.
این پرسش‌نامه مال مردهای متأهل‌ه…

گفتم برو خدا روزی‌ت رو جای دیگه حواله کنه.
دل‌ت خوش‌ه شما هم.

خدا تو این شب جمعه‌ای
آمین‌گوی بلند آرزوبه‌دل ممیران…

- – - – - -
+ اگه مثل من روزه قضا دارید، این روزهای پرفضیلت و کوتاه رو از دست ندید. تا آخر دهه راهی نیست.

برچسب‌ها: ,

بارون اصل

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۹ آبان ۱۳۸۹

سلام

درست‌ه؛
اینجا هم بارون می‌آد.
+

اما
بارونی اونجا می‌اومد.
مانده بودم رخت‌هاشون رو چرا جمع نمی‌کنن تو بارون.
یعنی اصلاً لباس‌هاشون تو بارون کثیف نمی‌شد؟
اصلاً مگه بارون از مطهرات نیست؟
لابد می‌ذاشتن تو بارون لباس‌ها تمیزتر شه،
پاک شه.
وقت هم واسه خشک‌شدن زیاده.
تو زندگی‌شون که این عجله‌های ما نیست.

خداحافظ پا آب شلال - به امید دیدار

سفر بخیر

به امید دیدار ماء معین

مشغولیت‌ها

ارسال شده توسط خرابه در تاریخ ۱۸ آبان ۱۳۸۹

سلام

نمی‌دونم چرا نمی‌خوای بفهمی…
هر چی پایین‌تر بری،
اینها حالا حالا ها تموم نمی‌شن.

ببین؛
مثلاً الآن نوشته
«more than 213 items»
فکر می‌کنی ۵ تا، ۱۰ تا دیگه بخونی می‌ری می‌گیری می‌خوابی.
ته‌ش بشه ۵ دقیقه.
بعد می‌بینی ۵۰ دقیقه نشستی هنوز همون قدر مونده.
دقت می‌کنی می‌بینی نوشته
«more than ۳۱۲ items».

افتاد؟
گودر لعنتی ما رو سر کار گذاشته.
خورده خورده بارگذاری می‌کنه که دل‌مون خوش باشه.
حکایت تخمه است که تا تموم نشه آدم از سرش نمی‌خواد پاشه

پناه بر خدا